دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
A.A.B
A.A.B

احساس شهری بین راهی در من است من در میانه ام ایستاده ام میان آمدن و رفتنت...

A.A.B
A.A.B

بی.....خیال سلانه می روم و بیخیال بی "خیال"ی که به دست های تو خوش بود بی "خیال"ی که خیال نداشت شاعر شود اصلا! فاصله ها کم بودند می شد جاده ها را تا کنم و در چمدان کوچکی هر کجا که می روی ببرمشان! می بینی!؟ مشکل از فاصله ها نبود مشکل از خودِ شما بود آقا! که روح بتهوون را شبانه دزدیدی و شبانه هم رفتی! که حالا من با پاشنه های خوابیده سلانه می روم و بیخیال ده گانه ی کیشلوفسکی را... نه گانه ی بتهوون را... هشت... و روی هر هفت نُت دنبال ردِ روحی می گردم که با کفش های تو رد شده باشد!

A.A.B
A.A.B

نمی دانم می دانی با نه؟ دیوانه که می شوم، شب هایی که شب تر از شب های دیگر اند، شعر را می نشانم بر آونگی در خلا، و می نویسم ات آنقدر، که از نفس بیفتی! می نویسم ات آنقدر، که سیاه شود این گرگ و میش ِ دم ِ صبح که دیوانه ترم می کند هر صبح! نمی دانم می دانی یا نه!؟ گفته بودم دوست ندارم شب های که شب تر از شب های دیگر اند، صبح شوند!؟ بلند می شوم راه می روم، از این دیوار به آن دیوار، از آن دیوار به این دیوار، و به خودم قول می دهم تعداد قدم های رفتن و آمدنم یکی باشند هر بار! بازی احمقانه ای ست، که می پراند از سرم تو را! باید به تو فکر نکرد، باید تو را بر آونگی در خلا نشاند، و گذاشت که هیپنوتیزم کند همه ی زندگی ام را! چقدر این کلمه بیرون زده از این متن ِ بی هوای بی هنگام! معادلِ شاعرانه ترش چیست!؟ جادو!؟ می گذارم جادو کنی همه ی زندگی ام را! جادوگر که می خوانم ات انتظار دارم با جاروی دسته بلندی پر بکشی بر بی قراری هایم، و بدانی کجای کدام لحظه، دقیقا چند درجه بیشتر دوستت دارم و کجا چقدر کمتر!؟ تو این چیزها را می دانی؟ می دانی چقدر دوستت دارم؟

A.A.B
A.A.B

دستم به تو که نمی رسد، فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی، هوس می کنم، تمام کاغذهای سفید روی میز را، از نام تو پرکنم … تنگاتنگ هم، بی هیچ فاصله ای !! از بس، که خالــی ام از تو … از بس، که تو را کـم دارم … آخر مگرکاغذ هم، زندگی می شود ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
A.A.B
A.A.B

ﺁﺩﻣﺎﻱ ﺩﻟﺘﻨﮓ ... ﻭﻗﺘﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺧﻮﺵ ﻣﻴﮕﺬﺭﻩ ﻭ ﻣﻴﺨﻨﺪﻥ ﻳﻬﻮ ﺳﺮﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻭﻧﻦ ﺍﻭﻧﻮﺭﯼ ﻳﮑﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻴﺸﻦ ﻳﻮﺍﺵ ﻳﻮﺍﺵ ﭼﺸﻤﺎﺷﻮﻥ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ﻣﻴﺸﻪ !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

A.A.B
A.A.B

اينكه چقدر از ان روزها گذشته... يا اينكه چقدر هر دومان عوض شده ايم يا اينكه هر كداممان كجاي دنيا افتاده ايم اصلا مهم نيست! باران كه ببارد... هر وقتي كه مي خواهد باشد؛ دلم هوايت را مي كند.

A.A.B
A.A.B

خدايا! مرا ازين فاجعه پليد مصلحت پرستي, كه چون همه كس سير شده قباحتش از ياد رفته و بيماري شده است كه از فرط عموميتش ,هر كه از آن سالم مانده باشد بيمار مينمايد مصون بدار.تا به رعايت مصلحت,حقيقت را ذبح شرعي نكنم.... دكتر شريعتي

A.A.B
A.A.B

خدایا آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم ، تقدیر من است یا تقصیر من !؟

A.A.B
A.A.B

پیر شدن این نیست که : نشونه ی پیری در ظاهرتون پیدا بشه …. هر زمانی که از درون احساس شادی نکردید ؛ اون موقع دارید پیر میشید … !!!

A.A.B
A.A.B

خسته ام ! از هجوم توخالی انسان ها ! از عبور لحظه ب لحظه ی افکار مزاحم ! از تردد پوچ ذهنم ! از رابطه های کذایی ! از گفتن دوستت دارم ها ! از سکوت خدا و فریاد آدم ها ! از گردش زمین ، از درخشش ماه ، از وسعت آسمان ! از تو ، از همه ،از خودم ... خسته ام ... خسته ام ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
A.A.B
A.A.B

گاهی باید بی رحم بود نه با دوست نه با دشمن بلکه با خودت و چه بزرگت میکند آن سیلی كه خودت میخوابانی توی گوشت...!

A.A.B
A.A.B

چشم های من فقط تنهایی خودش را دید توی آینه. این همه آدم وقتی یکیشان تو نیستی یعنی کشک.