ســــــــــام
زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو.
ســــــــــام
دعای باران چرا؟ دعای عشق بخوان! این روزها دلها تشنه ترند تا زمینها، خدایا کمی عشق بیار.....................!!!!!
ســــــــــام
به سلامتی اون رفیقی که سخت مشغول شطرنج زندگیه و نمیدونه من هنوز مات رفاقتشم.
✔ عـلـ[بابا]ــی
من زندگيم را ... براي كس ديگري زندگي كردم ... كه نميدانم كيست ... !
ســــــــــام
من میگم حالا بسوزم یا که با غصه بسازم تو میگی فرقی نداره من که چیزس نمیبازم من میگم اینجا رو باختی عمری که رفته نمیاد تو میگی قصه همین بود تو یه برگی توی این باد
ســــــــــام
عشق ... راهیست بی بازگشت دور که می زنی دلت را باطل می کنند
ســــــــــام
این تلفن خراب نیست تو معرفت نداری که ماهی سالی یک بار ما رو بیاد بیاری حالا که یاری داری با ما نداری کاری چند روز قبل نشستم خلوتمو کشیدم دیدم تو خلوت من دیگه جائی نداری
✔ عـلـ[بابا]ــی
اگر شعر نبود ... زندگي من چه تلخ گذشته بود ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آزرده از هیچ ،آزرده از همه چیز ... زخمهایی بر صورت داشت که گویی لبخند می زد ... ولی در گریبان خود می گریست ... و بر لبخند خود می گریست ... ! ( بیژن جلالی )
✔ عـلـ[بابا]ــی
بیا سر در گریبان هم از دنیا بیاساییم ... مگر ما را خدا «باهم» در آن دنیا برانگیزد / مرا روز قیامت با غمت از خاک میخوانند ... چه محشر میشود مستی که از خواب تو برخیزد / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
اگر چون رود میخواهد که با دریا بیامیزد ... بگو چون چشمه بر زانو گذارد دست و برخیزد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
راز این داغ نه در سجدهی طولانی ماست ... بوسهی اوست که چون مهر به پیشانی ماست ... شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار ... باز هم پنجرهای در دل سیمانی ماست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
من پلک به دیدن تو بستم ... بیناتر از این شدن چگونه؟ ... ای با همه، مثل سایه همراه ... تنهاتر از این شدن چگونه؟ ... ! (فاضل نظری)