◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
خسته ام از جنس قلابی ادم ها.... هـــی فلانـــی! راهت را بگیر رو بــرو... حوالی من توقف ممنوع است!
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
چه زیبا خالقی دارم چه بخشنده خدای عاشقی دارم که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم..
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
چشمانم خشک شدند بر صندوق کوچکِ کنارِ جاده به امیدِ پیکی از آن سوی مرزهایِ تخیل... این دستها دیرزمانیست که دخیل حاجت بسته اند بر ضریحِ مقدسِ آن نیمکت قدیمی در تکرارِ مکررِ چله نشینی های شبانه ام مبدا و مقصدِ این انتظارِ کهنه را گم کرده ام دلیلِ راه را گم کرده ام راه را گم کرده ام...
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
یاد من باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق سلامی بدهم و به انگشت ,نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا زندگی شیرین است, زندگی باید کرد گرچه دیر است ولی کاسه ایی آب ,به پشت سر لبخند بریزیم شاید به سلامت ز سفر بر گردد بذر امید بکارم در دل لحظه را دریابم من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خودم عرضه کنم یک بغل عشق از آنجا بخرم
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن چرا گریه نمیکنم بی تو .....، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو ......، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه ی زیستن در چشمان تو را داشته باشم
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
شب های دراز بی عبادت چه کنم/ طبعم به گناه کرده عادت چه کنم/ گویند کریم است و گنه می بخشد/ گیرم که ببخشد ز خجالت چکنم؟
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
رویاها سار نیستند که با سایه ی تیر کمانی بپرند .. رویاها شیشه نیستند تا به صدای سنگی بشکنند رویا ها گاهی با فشار دستی برای از دست ندادن شان هم از دست می روند
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
تو فکر می کنی که من دیوانه شده ام... تو می دانی که من هیچ وقت فکر نمی کنم... بیش از ان هوشمندم که فکر کنم... بله...خلاصه دیوانه نیستم... ناگهان احساس کردم که به محال احتیاج دارم...
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
درد ، مرا انتخاب کرد من ، تــــو را تـــــو ، رفتن را آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستیم
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
مهربانم! شرمنده ام که هیچ وقت مهربانی هایم را منتشر نکردی اما تا دلم بخواهد گلایه ها را "پست" کردی و غریبه ها "لایک" زدند ... کاش می توانستی صدای من را بنویسی........
دقیقا همینه
14 سال و 9 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 28 دقيقه قبل