◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
خداوندا پریشانم چه می خواهی تو ازجانم مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
amirali
خداحافظ، توی ای هم پای شب های غزل خوانی / خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی خـــــــــــــــــــــــدانگهدار همگي .
✔ عـلـ[بابا]ــی
می خوانمت ازنی لبک ،از آسمانم کم کَمَک ... می خوانمت با شوق وذوق ،از نام سخت یک ترک ... می خوانمت از لحظه ام ،از روح ،از این قاصدک ... می خوانمت من نم نمک ،از نم به روی نی لبک ... !
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
باز باران بارید،خیس شد خاطره ها ، مرحبا بر دل ابری هوا ، هر كجا هستی باش، آسمانت آبی و تمام دلت از غصه دنیا خالی...
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
زچشمانت چشم آن دارم که ازچشمم نیندازد ..... به چشمانت که چشمانم به چشمان تو می نازد.... زکات چشم چشمی کن به سوی چشم ز رحمت.... که چشمانم بجزچشمت با دگر چشمی نمی سازد....
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
بین نام من و تو، اندکی فاصله است.... بین دست من و تو..... فاصله بسیار است..... بین احساس من و تو اما.... ذره ای فاصله نیست...... ... می توان در گذر از سختی ها..... یاوری را حس کرد...... مطمئن بود و یقین پیدا کرد..... که اگر فاصله را برداریم...... من و تو یک نفریم...
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
خدایا تقدیر مرا خیر بنویس آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد . . . .
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
میروم ، اما نمیپرسم ز خویش ره کجا ؟ منزل کجا ؟ مقصود چیست ؟ بوسه میبخشم ولی خود غافلم کاین دل دیوانه را معبود کیست . . . ؟ آرزو دارم وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن می گردد تو در آن نزدیکی باشی . . .
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
فـــریادی برای مـــن نمانده است ، اگـــر در سمت دوست داشتن ایستـاده ای گــوش کـن , هـر شــــب به نجـوا می خوانمت بیــــا...
sahel
سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم...... رنگ رخساره خبر می دهد از راز نهانم
◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕
تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست ، دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست .