•▪●۩ اسی ۩●▪•
کاش بر ساحل رودی آرام عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد به سراپای تو لب می سودم فروغ فرخزاد
./ DoostDar ./
ایــــــــن روزهــــــــا
./ DoostDar ./
تــــو آفتــــاب لب بــــام بــــودی . . تــــا بــــه شــــعر مــــن در آمــــدی ، پــــریــــدی ... رفتــــی ... !
•▪●۩ اسی ۩●▪•
در سرزمینی که سایه آدم های کوچک، بزرگ شود در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!!
•▪●۩ اسی ۩●▪•
آرش گفت : زمین کوچک است. تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم. به آفرید گفت : بیا عاشق شویم. جهان بزرگ خواهد شد، بی تیر و بی کمان......
./ DoostDar ./
چه سخت است .. یکرنگ ماندن .. در دنیایی .. که مردمش برای « پررنگ شدن » .. حاضرند هزار رنگ باشند..
•▪●۩ اسی ۩●▪•
لحظه ها می گذرند آنچه می ماند در خاطره ها خاطره است وای اگر تلخ کنند از ما یاد.....
•▪●۩ اسی ۩●▪•
گر که عاشق پیشه ای از بهر یار کن تو پس خود توت فرنگی را به بار گر که خواهی آن نسوزاند گلو پس بیا و بار کن طعم هلو چایی و یک کاسه قند قالبی. در کنار دود طعم طالبی سوسک گردد پیش قد تو نگار طعم آلو آلبالو کاهو خیار این چه گفتم ذره ای از بحر بود داشفنر این ها به یک شب می سرود
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عکس روی ناصرالدین طرح تو بس طرب خیزد ز کار شرح تو وه چه موزون است پای جام تو وه چه سنگین است های کام تو طعم تنباکوت به از لعل یار طالبی و قهوه و سیب و انار وقت گرما یخ کند نعنای تو تا گلو سوزد ز هر یک های تو بین یاران و رخ ماه حبیب بهتر آن بارش کنی طعم دو سیب گر که سنگین کاری و سنگین مرام نسکافه با قهوه ی مشکین به کام
•▪●۩ اسی ۩●▪•
بشنو از قلیان حکایت می کند از خماری ها شکایت می کند نامه ام با نام قل آغاز کن ای تو دل در دود او پرواز کن خسته ام از زخم های روزگار می نشینم پای قلیون بر قرار ای زغالت چون دلم آتش به سر ای پک اول ز تو بس کار گر این کلاه نقره ی فویل تو چیست؟ چاق گردان دم گرم تو کیست؟ ای فدای آن خم باریک تو مست توی لوله ی تاریک تو ای که پیچ و تاب دارد لوله ات حلقه ی مشتی بیارد لوله ات ای که کامت خوش گوارا تر ز قند ای شلنگت بند پای در کمند