tandis
هر روز کار من این است؛ بپرسم ازخود: رفته او از دل من؟......
✘ farHad ✘
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد
tandis
من منتظرم وقتی می آیی٬ لباس چهارخانه ات را بپوش. منتظرم تا در یکی از خانه ها٬ درست یک وجب پایین تر از شانه ی چپ٬ خانه کنم! ...
tandis
خوبی بادبادک اینه که میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ولی بازم تو آسمون میرقصه و میخنده ...
./ DoostDar ./
کاش وقتی آسمان بارانیست / چشم را با اشک باران تر کنیم / کاش وقتی که تنها میشویم / لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم .
tandis
وقتی که دیگر نبود،من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم. وقتی او تمام کرد من شروع کردم. وقتی او تمام شد من آغاز شدم.و چه سخت است.تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است،مثل تنها مردن! ...
PARVIN
فـــريــب وا ژه هـــــا را نـخـور...وقـتـي اولـيـن حـرف الـفبـا سـرش کلاه رفـتـــــه.....
./ DoostDar ./
دوستی با رنج ها و درد ها مانند دوستی با دشمن ستیزه جو ست ، باید بر ناراستی ها تاخت که این تنها راه ماندگاریست . ارد بزرگ
✘ farHad ✘
سنگ ها شاید، اما گنجشک ها هیچ وقت مفت نبوده اند!!! قلبشان همیشه میزده ..
tandis
انچه بايد از زندگي اموخت فقط يك كلمه است.... مي گذرد ...
tandis
وفادارى؟ ....... خدا بیامرزدش صداقت؟ .... یادش گرامى غیرت؟ ..... به احترامش یك لحظه سكوت معرفت؟ ..... یابنده پاداش میگیرد ......عشق؟ ..... از دم قسط.. واقــعـا به کـــجــا چــــنــیــــن شـــــتـــابـــــا ن؟؟؟
✘ farHad ✘
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟ برایــش صــادقـانه مـی نویـســم، بــرای آنکه بـاید بـاشد و نـیـست ...
amin
اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند/ لب های باز ما را بگذار تا بدوزند/ بگذار دستھا را بر دستھا ببندند/ بگذار تا بگوییم بگذار تا بخندند/ بگذار هر چه خواهند نجواکنان بگویند/ بگذار رنگ خون را با اشکھا بشویند/ بگذار تا خدایان دیوار شب بسازند/ بگذار اسب ظلمت بر لاشه ها بتازند/ بگذار تا ببارند خونھا ز سینه ی ما /شاید شکفته گردد گلھای کینه ی ما.........
amin
بوی شن سوخته می آمد..... از تن جاده ی گورستان.... طشت خورشید پر از خون بود.... خون قی کرده ی تابستان....