دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
gerard
11.jpg gerard

خدایا ما را از اسارت نفس آزاد کن که آن بزرگترینِ اسارتهاست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چون، اوج كمال بشري مي بينم / چون، جمع صفان آدمي مي بينم ... در دورنماي عالم انساني / كوتاه سخن، فقط علي مي بينم ... ! ( معینی کرمانشاهی )

alireza
alireza

می خوام واستون یه حکایت تعریف کنم. می گن زمانای قدیم یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟ ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟ بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن. ملا 8 تا گردو میده به اولی 2 تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟ ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده

alireza
alireza

ه پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه. پیرزن نوشو با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره. مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به 4 سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه. پیرزن میگه : باشه ، اما من انگلیسی نمیتونم حرف بزنم نوه مو با خودم میارم. مرده میگه باشه ، بزار اون برات ترجمه کنه. اولین سوال شما اینه که : 1) پایتخت آمریکا کجاست؟ نوه ی پیرزن به پیرزن میگه : من دانشگاه تو کدوم شهر آمریکا بودم؟ پیرزن میگه : " واشنگتن " درست بود حالا سوال دوم : 2 ) روز استقلال آمریکا کی است؟ نوه ش میگه : نیومن مارکوس کی حراج داره؟ مادربزرگش میگه : "4 جولای " درسته ، حالا سوال سوم: 3 ) امسال چه کسی نامزد ریاست جمهوری آمریکا بود اما شکست خورد؟ نوه به مادربزگش میگه : اون مرتیکه معتاد که با دخترت عروسی کرد کجا باید بره؟ پیرزن میگه : " توگور " واو ، شگفت آوره! حالا سوال آخر: 4 ) قبل از اوباما

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند ـ گفته ام با دل خويش : مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش , نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش , آسمان با من و ما بيگانه , زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه , « خويش » در راه نفاق ـ « دوست » در كار فريب ـ « آشنا » بيگانه ... ! ( مهدی سهیلی )

gerard
gerard

دوستان اینجاکسی حسین لایف رو میشناسه؟

gerard
gerard

خدایا شب قدر است و قدر شب قدر تو میدانی به قدر من ننگر، قدر خویش اعطا کن . . . آمین

gerard
gerard

سلاااام من تازه عضو شدم یعنی یکی ازدوستامن اینجارو معرفی کرد بهم خودش دیگه نمیاد من اومدم بجاش میگفت یه نفر اینجادلشو شکونده بوده

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند ، خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در راه تو گوشم از خبر باز افتاد / در وصل تو چشمم از نظر باز افتاد ... چون خوی تو را به سر نیفتاد دلم / از پای درآمد و به سر باز افتاد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلی ، صبر کن پیدا شود گوهر شانس قابلی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

یک نخ از جامه ارحام تو ما را کا[!]ت ، رشته مهری از آن عالم بالا کا[!]ت ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
amirali
amirali

پرواز كن آن گونه كه می خواهی و گرنه پروازت می دهند آن گونه كه می خواهند.........

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

برای پناهندگی به درگاه خدا ، نیاز به ویزا نیست ... !

amirali
1313922814367268_large.jpg amirali

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم… هر کس هم که می آید مسافر است می شکند ….. .هم نمازش را ، هم دلم را … و می رود ..