دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده است.
ترانه خاموش
ترانه خاموش

خسته ام ...! خسته ی نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود ... و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند... و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد ...!!!

ترانه خاموش
ترانه خاموش

ماهیــــان شهرمـــا از کـــوسه هـــا وحشـــی تــــرند ، بــره هــــای ایـــن حوالـــی گرگهـــا را میدرنــد ، خنجـــری بــر قـــلب بیمـــارم زدنـــد ، بیگنــاه بــودم ولـــی دارم زدنـــد ...!

Hamed
Hamed

خیلی هم بد ....

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

كمي دروغ بگو پينوكيو .... دروغ هاي تو قابل تحمل تر بود ! به خاطر کودکي بود و شيطنت ... به خاطر اين بود که دنياي آدمها را تجربه نکرده بودي که ببيني يک دروغ ، چه ها ميکند !! اين جا آدمها دروغشان به بهاي يک زندگي تمام ميشود ! به بهاي يک دل شکستن ... اينجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد ميشود اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند !!! اينجا آدمها عشق را با دست پس مي زنند و با پا پيش مي کشند ! حيف از عشق که زير دست و پاست …. كمي دروغ بگو پينوكيو ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

به قول حسین پناهی: می دانی، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی “تـعطیــل است” و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی : بگذار منتـظـر بمانند…

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

اینقدر کــﮧ برای “خـــر” کردن من سـعے کـردے بـراے خـودتـــــ وقتــــ میگذاشتے حتمــا “آدمــــــ” میشدے

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

کاش میشد قصه نوشت از آن روزهای سرد . چشمان یخ بسته کودک کولی دوخته به یک لیوان چای گرم شاید دستهایش بتواند گرمای لیوان را لمس کند شاید جرعه ای گرما بنوشد ولی پاهای یخ زده اش مجال حرکت ندارد. کاش توانی داشت .از کوچه های بیکسی میگذرد بوی مرغ بریان از خانه ای سراسر وجودش را فرا میگیرد پاهایش سست میشود کنار پنجره ای می ایستد تا شادی را بنگرد. خانواده کنار شومینه غذای گرم هدیه کریستمس آه شاید او نیز میتوانست هدیه ای داشته باشد. از کوچه حسرت میگذرد برف میبارد به آسمان می نگرد دستهایش دیگر حرکت نمی کند چشمانش یخ زده گوشه ای مینشیند گرمای موسیقی عجیبی او را جذب میکند یک موزیک ملایم یک نوای دلنشین کاش او هم میتوانست بنوازد چشمانش را بر روی هم میگذارد سوز هوا بیشتر شده شدت برف تندتر.تمامی وجودش یخ زده نوری او را احاطه میکند با صدایی دلنشین که او را فرا میخواند چشمانش را باز میکند در آغوش نور جای میگیرد.

Hamed
Hamed

شور و شرم با تو بودن . .. . .. ......... ...... .....

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

فدای تمام پدر مادرهایی که به دست فراموشی سپرده شدن توی جایی به اسم خانه سالمندان زندانی شدن و همیشه چشمشون به دره تا یک آشنا ببینن بعضی وقتا ما آدمها چیزهایی رو فراموش میکنیم که عمری بهشون مدیونیم چطور دلمون میاد؟ چطور میتونیم؟ با این همه سنگ دلی و بی وفایی میتونیم اسم خودمون رو انسان بزاریم??؟

Hamed
Hamed

هنوزم دور خودم میچرخم .. .. .منو این عقربه ها هم دردیم . . ..

Hamed
Hamed

من دیگه خسته شدم بس که چشام خیس و نم : |

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مگذار که فرزانه‌ی فرزانه بمیرم / بگذار که دیوانه‌ی دیوانه بمیرم / میخانه دگر جای من بی سر و پا نیست / بگذار که پشت در میخانه بمیرم ... !/ [نصرت رحمانی]