ترانه خاموش
میان دیوارهای روشن سکوت .. خانه ای شیشه ای ساخته ام .. خانه ای باتمام زوایای زندگی یک انسان .. خانه ای به وسعت تمام عشقها ، قلبها ، کینه ها، سکوت ها. خانه ای با شادیهایی از جنس ستاره های طلایی و احساسی به رنگ آسمان .. خانه ای که درهایش از جنس نور است و پنجره هایش رو به آفتابگردانهای خندان باز می شوند.. خانه ای پر از هوای " تو" و نفسی از تبار " عشق " .. در هنگامه آمدنت سکوت شیشه ها به رنگ آبی ترین بهشت زمینی زندگی را فریاد می زنند .. حتی اگر با قدمهایی از جنس سکوت بیایی ...
ترانه خاموش
بگذار سر به سينه ی من .. تا كه بشنوی آهنگ اشتياق دلی درد مند را ....
ترانه خاموش
خانه ی دوست کجاست؟ چه کسی می پرسید؟ خانه ی دوست زمانی ته پس کوچه ی تنهایی بود با دری باز، و یک پنجره ی رو به خدا باغچه ای داشت پر از اطلسی همدردی بوی عطر دل پاک، همه جا حس می شد تک درخت ته باغ، پُر ز برگ دلِ خوش که به آهنگ نسیم سحری می رقصید ولی امروز دگر خانه تهی ست قفل نفرت بدرش بسته کسی در پس پنجره اش پرده ی رخوت پیداست .. بوی حسرت ز در و پیکر خانه جاری ست .. خانه متروک شده از نم بیرحمی ها .. تک درخت ته باغ، شده مسموم ز هوای نفرت ... دیر زمانیست که در این خانه کسی ننهادست قدم با دل باز .. خانه دوست کجاست؟...
ترانه خاموش
تا به فردا برسیم .. راهمان طولانیست .. ولی انگار همین لحظه پیش سالی از عمرجوانی بگذشت .. چقدر دیرگذرمی کند....
ترانه خاموش
باغ اندیشه همین نزدیکی هاست ... درهای آن همیشه باز است ...
میترا
هر وقت داشتی یه آدمـــــی رو تو ذهنت بـــزرگ می کردی جا واســـه پشیمونی هم بذار . . .
میترا
اگر دلتان «قرص» است ،از «دردسر» نترسید . . .
ترانه خاموش
هـــــــوای دونفـــــــره .. نه ابـــــــــر می خواهد.... نه بــــــــــــــــــــــــــــــــــــاران.... کا[!]ت حواسمان به هم باشد!!!!!
ترانه خاموش
برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی .. آغاز اصالت خوب ، این است که .. نخواهی چیزی باشی که نیستی ...
ترانه خاموش
چشم بَـــــسته از فرسنگ ها می شناسمت! این تَـــــلاشت برای گم شُــدن مَــرا می خنداند ..!!
✔ عـلـ[بابا]ــی
●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●