دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

حكايت تو كه دنيا تورا نيازرده است / دلی گرفته در آينه های افسرده است / حكايت من، در مشت روزگار دچار / پرنده ای ست كه پيش از رها شدن مرده است / خلاصه‌ی همه رنج های ما اين است / پرنده ای كه دل آورده بود، دل برده است ... !/ [فاضل نظری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

برای تویی که دیگر "شما" شده ای یک دنیا حرف کنار گذاشته ام ... افسوس که نه برای حوصله من، حواسی مانده است، نه برای گوش های تو مجالی ... گاهی، آسمان را به ریسمان زمین می بافم ... گاهی، تمام باران ها را میان هاون ها می‌کوبم ... گاهی، تمام پونه ها را به عقد تمام مارها در می‌آورم ... گاهی، همانند بی‌گاهی پیاده تا آن سر دنیای تو می روم اما ... برای تویی که دیگر "شما" شده ای ... نام تازه ای پیدا نمی کنم ... !/ [نوید توسلی]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نقاش نیستم تا تو را بر بومی کشم، که رنگ هایش رنگ می بازند ... دیوانه ام، با رنگ شاد خیال در آغوش می کشم ... اینگــــــونه باز مردم می گویند: " تابلویی" ... !/ [شایان افضلی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن طفل یتیمم که ز بس بی کَسَم ، از باد ... دریوزه کنم جنبش گهواره ی خود را ... !/ [طالب آملی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با آنکه ز ما هیچ زمان یاد نکردی ... ای آنکه نرفتی دمی از یاد ، کجائی؟ ... !/ [حزین لاهیجی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
عزا.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

چه رسم ناخوشایندی است،درسوگ عزیزان یادشان کردن ... وبعد از مرگ یکدگر،به نیکی ذکر هم گفتن ... اگر جمع میان زندگی بادوست ممکن نیست ... تو را میخواهمت ای دوست ... جوابم بشنو ای دنیا ... نمیخواهم تو را بی دوست ... خوشا بودن کنار دوست ... خوشا مردن کنار دوست ... !/ [الناز شکیبا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفت : احوالت چطور است ...؟ گفتمش : عالی است ... مثل حال گل ... ! حال گل در چنگ چنگیز مغول ... !/ [قیصر]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برای خیلی ها تنگ شده .. ....

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بسیار جُسته ام تا خود را بیابم ... ایستاده ام برابر آینه ... بر پلک چپم دست می کشم ... آینه ام ‌ راست می نماید ... !/ [محمد شمس لنگرودی]

: )  اَمـــَد
1366972425148184_thumb.jpg : ) اَمـــَد

ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺑﻬﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: #ﺳﺨﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ، ﭼﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺳﺨﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ، ﺳﺨﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ! ﭘﺲ #ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﻭ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد ... ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن ... !/ [مولانا]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
گل و ترمه.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

برای ستايش تو ... همين كلمات روزمره كافی است ... همين كه «كجا می روی»، «دلتنگم»؛ ... يرای ستايش تو همين گل و سنگريزه كافی است ... تا از تو بتی بسازم ... !/ [محمد شمس لنگرودی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید . . . شب را چه گنه حدیث ما بود دراز

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

تمنای وصالم نیست، عشق من، مگیر از من ......به دردت خو گرفتم، نیستم در بند درمانت ............شهریار

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
لبدوخته.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

لب از گفتن چنان بستم که گویی ... دهان بر چهره زخمی بود و به شد ... !/ [طالب آملی]