دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ᾋṨἬἝƓἬ
7ff10117fc8a95d88a6d498ac65b0123a87f5a8b.jpeg ᾋṨἬἝƓἬ

زردی پاییز از من ...7 رنگِ جدایی از تو.....غمباد ابرُ بغض های کودکی و باران کبود پاییزی از من.....آفتاب بی رمق پشت ابر، سوز سرمای تنهایی از تو/

memol
memol

یه لحظه چرخش دنیا رو احساس کردم

زهره
80doc0zsp4hlko8hb7.jpg زهره

مونالیزا در همسایگی بتول خانم اینا...

زهره
20111387-1.jpg زهره

باز پائیز اومد و صدای کلاغ ها اکـــــــــو دار شده...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟ / گره از کار فروبسته‌ی ما بگشایی؟ / نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی / گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی / گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو / من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟ / ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بی تو، سهم من همین واژه های بی تسکین است ... بگو ... چند کلمه ی دیگر مانده ، تا پنجره از خواب تو سرشار شود ؟ ... !/

║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║

خدایی بعضیا انگار واسه کردن ازشون کم میشه ...؟!

ᾋṨἬἝƓἬ
134847080017.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

مست بنویس......هشیار ویرایش کن /

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بوی دود می‌آید ... به‌گمانم جماعتی پای‌میسوزانند پایِ‌ مه ... عمر خویش‌را ... !

ᾋṨἬἝƓἬ
4faf88449ec6964da35a96021e3e464332748023.jpeg ᾋṨἬἝƓἬ

لَخته شدم، دیگر نیستم روان .......

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از روزگاری كه شکست وگذشت، که هیچ ... اما از خرده‌های باقیمانده ؛ تنها تو شدی اميد زندگی ... و شدی نور در ميان ظلمت و تاريكی ... [تنها تو !] ... !/

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

نفس های مدام، بی صدا از برون، از درون فریادگر اما......

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

وعده ی وصل به فردا دهـی و می دانی ... هر كه امروز تو را دید به فـردا نرسد ... ! [شاهد نیشابوری]

ᾋṨἬἝƓἬ
tglr8tll09sj6e87zx6.jpeg ᾋṨἬἝƓἬ

نمونه ای از منی که مدتهاست، آرام گوشه خودش نشسته است .......

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

می نگرم تو را، از همان دور هایی که نمی توانی مرا ببنی.........../