دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند ... پر از حس های خوب و پر از حرفهای نگفته اند ... چه هستند، هستند و چه نیستند، هستند ... یادشان خاطرشان حس های خوبشان ... آدمها ... بعضی هایشان سکوتشان هم پر از حرف است ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهره
زهره

اگـــــــــر با "عشق " دفن شدم ....بر حال و روزم گریه مکن....که من با عشق از این دنیا شادمان خواهم رفت!

فردایی دیگر
فردایی دیگر

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست .................اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند ....(.عاشق این کار ابتهاجم..)

فردایی دیگر
فردایی دیگر

قربونت برم مامانم ....وقتی بهم لبخند یاد میدادی ...نیشخند رو یادم ندادی .....اخه خودت هیچ وقت لازمت نشد ....دعا کن هیچ وقت لازمم نشه ...بشه هم بلدش نمیشم ...نیستم ...یادم ندادی ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

از بچگی از دو تا تکیه کلام بدم میومد ...که بهم بدن ...یکی نه جونم ...اره جونم ....یکی هم نه بابا ...اره بابا ...همین بابا و جون ...پسر داییم بابا شو همیشه تکیه میده ..عمم هم جونم رو ...ولی دوسشون دارما ..

فردایی دیگر
فردایی دیگر

کبکی به دهن گرفت موری ....................میکرد بران ضعیف زوری ..........زد قهقه مور بیکرانی ...........کای کبک تو انچنین ندانی ............شد کبک دری زقهقه سست ...کاین پیشه من نه پیشه توست .......چون قهقه کرد کبک ,حالی .............منقار ز مور کرد خالی ......

زهره
زهره

زلزله آمد و ....خیلی از روستاهای شناخته نشده ...شناخته شد!روستاهای که سالها انتظار یه جاده رو میکشیدند حالا با لودر راهشان را صاف می کنند نه برای جاده کشی! برای کنار زدن آوارها.....حالا قرار بهشون وام هم بدن ...وامی که سالها قبل نتونستند یه ضامن پیدا کنند! تا خونه هاشونو محکم بسازند!....زلزله آمد....بچه ها ی که خیلی دلشون میخواست عکسشون تلویزیون نشون بده ...حالا داره نشون میده اما ...اما ...اما ........

leila
leila

از پنجره ی روزگار؛ به درخت عمر که می نگرم؛ خوش تر از یاد عزیزان؛ ثمری بر آن نیست

leila
leila

گـمان میـکردم قـانع بـاشی ؛ و بـه شـکستـن دلـم اکتـفا کـنی ! نه ایـنکه فستـیـوالـی از دروغ به راه بـینـدازی ، و در آخـر بـگویـی : "میـروم تا اذیـت نـشوی بـهتـرین مـن ...

leila
leila

می خواهم نباشم... همیشه می دانستم ادم ماندن نیستم ، با روزگار نمی سازم می دانستم روزهایی هست -که میرسم به جایی- که بلند شوم ،فقط کفش هایم را بپوشم و بروم میرسم به همان جایی که می توانم همه چیز و همه کس را بگذارم پشت سرم و بروم برای همیشه... بروم گوشه یی از این دنیای شلوغ و در تنهایی و خلوت خودم خاطرات م را در اغوش بکشم و با دلتنگی هایم یک عمر زندگی کنم می فهمی ؟! حرف بزرگی ست ، یک عمر... اما می توانم که می گویم من این روزها هوای نبودن ، هوای نماندن برم داشته است... اویی که قبلا دیده رفتنم را ...که ماه ها تلاشش سال شده برای برگرداندن من ؛ ترسیده از حال و هوای این روزهایم... و اویی که ندیده هنوز ...باور ندارد که می توانم ؛ می توانم با یک دنیا عاشقی و دیوانگی کفش هایم را بپوشم و بروم... بروم یک شهر اتفاقی پیدا کنم و یک عمر از عاشقی کردن های نیمه کاره ام رویا ببافم و تن لحظه هایم کنم و ببینم که به تنشان زار میزند ...بشکافم و دوباره ببافم و باز هم اندازه نشود بروم و به هر زنی که احساسم را طلب می کند بگویم " متاسفم خانم این شهر به اندازه ی کافی برای عاشق کردنم نفرت انگیز ن

leila
leila

با تو با خدا بودن را دوست دارم .... نمــاز را دوست دارمــ ولی نمـــازی کـــه بخوانمـــ و تــو در پــشت من باشی را دیوانه وار دوســت دارمـــــ با خدا حرف زدن را دوست دارمـــ ولی کنار تو با خدا حرف زدن را خیلی خیلی دوست دارمـــ کنار تو بودن را دوست دارمـــ ولی رو به خدا و در کنار تو بودن را بیشتر دوست دارمـــ

زهره
زهره

گلهای باغچم بیشتر از هر کسی حال دلمو میفهمن....چند روز همشون پژمرده شدند!

✔ عـلـ[بابا]ــی
پیرزن.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

روزی ... کسانی برای کوبیدنِ این خانه می‌آیند و تو آن روز نیستی مادربزرگ! ... نیستی که در را به رویشان باز نکنی ... می‌دانی؟ در ردیف ساختمان‌های بلند ،کوتاهی این خانه سال‌هاست مثل جای خالی دندانِ افتاده‌ای صورت کوچه را زشت کرده‌ست ... ! [لیلا کردبچه]

leila
leila

مدتهاست مجازی میخندیم مجازی شادیم مجازی عاشق میشیم مجازی همدیگه رو دلداری میدیم اما واقعی تنهاییم ...واقعی درد میکشیم واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم. لعنت به من كه بدبخت شدم از اين همه اشتباه بين اين 2 دنياى لعنتى...

leila
leila

بسیاری از سخنرانان موفق در حوزه قانون جذب نظیر ایستر هیکس نظریه جالبی دارند. آنه ا میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند. اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد. 68ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟ خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید.خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف میشود. ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.ما صبح از خواب بر می خیز