پشت پرده
تو این سالها از یه چیز مطمئن شدم که اونم اینه که به من استراحت نیومده، بیکاری واسم عینِ سم میمونه باید همیشه در حالِ جون کندن باشم ...!
پشت پرده
از خدا تو این چند روز یه روزِ کاملا تعطیل میخواستم که بتونم به یسری از کارام برسم این روزم، امروز نصیبم شد و من هیچکاری نتونستم انجام بدم اما نمیدونم چرا اینقد خستم ...!
پشت پرده
منُ تاریکی دو تا از دوستایِ قدیمی هستیم که مدتهاست با هم اُنس گرفتیم ...!
پشت پرده
جزءِ اون دسته از آدمایی هستم که ظاهرُ باطنم یکی هست و فرقی باهم ندارن ...!
پشت پرده
فکر میکردم اون روز عالی بودم، فکر میکردم هیچ ایرادی نداشتم اما بدجور هنگ کردم اصلا انتظار این حرفارو نداشتم حتی فکرشم نمیکردم بخاطرِ شوخیهام زیر سوال برم ...!
پشت پرده
با مرگ چند قدم بیشتر فاصله نداشتم اصلا باورم نمیشه الان زندم ... خدایا مثلِ همیشه شکرت. تازه میفهمم آدما چطور سکته میکنن، حتی نمیتونستم مامانمُ صدا بزنم ...!
پشت پرده
کنترلِ اشکام دستِ خودم نیست باید سدِ محکمی جلویِ چشمام قرار بدم تا به این راحتیها اشکام جاری نشن و اختیارشون رو در دست بگیرم. اما امیدوارم طوفان و سیلهایِ شدید رخ نده که این سد رو بشکنه و تمومِ تلاشهامُ بر باد بده ...!
پشت پرده
همیشه بخاطرِ خوبیها و محبتهام زیرِ سوال رفتم کاش حداقل میتونستم همرنگِ جماعت شم ...!
پشت پرده
خیلی وقتا عینِ بچهها ذوقُ شوقِ خاصی دارم وقتی اون لحظه تو ذوقم بخوره عینِ همون بچهها بدجور حالم گرفته میشه ...
پشت پرده
بی تو این روزا از غمُ غُصههام دارم میمیرم ...!
پشت پرده
دارم خودموُ با مشکلات زندگی و دلتنگیهایِ روزمرهام کاملا وقف میدم ...!
پشت پرده
دنیایِ عجیبیست وقتی به دُنیا میایم گریه میکنیم و دیگران بخاطرِ متولد شدنمون در حالِ خنده و شادی هستن، و زمانی که میخوایم از این دنیا بریم لبخندی بر لب داریم و دیگران بخاطرِ مرگمون گریه میکنن ...!
پشت پرده
اینُ مطمئن باش جُز تو هیچکسِ دیگهای رو تو قلبم نمیزارم، فقطُ فقط همیشه خودت تو قلبم جا داری ...!
پشت پرده
کمی تغییر کردم و واردِ مرحلهی جدیدی از زندگی دارم میشم، امیدوارم تو این مرحله از مرحلههایِ قبلی موفقتر باشم ...!
پشت پرده
حاضرم مثلِ امشب همیشه خستگیم از لحاظِ جسمی باشه و دلم نمیخواد هرگز دچارِ خستگی روحی شم چون بدجور آدمُ داغون میکنه و به این آسونیا خوب شدنی نیست ...!