دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جک هائی در شان و حد ِ اسلام ، مدیونید جکاتون از حد ِ اسلام اونور تر بره !! اولا حذف میشه بعدشم به جرم ِ صحنه دار بودن دستگیر و محکوم به 60 ضربه ی شلاق می شوید !! والسلام :D
جک ها نباید توهین به قشر خاصی از جامعه باشد،بنابراین از واژه های غضنفر و یارو در جک هاتون استفاده کنید.

جزئیات گروه

شناسه 47
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 1122 پست
عضو 716 کاربر
طرفدار 15 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 19
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 233
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 97

کاربران گروه

(708 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

جک و لطیفه
شناسه‌: 47 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

با تو از خاطره ها سرشارم، با تو تا آخر شب بیدارم. عشق من دست تو یعنی خورشید، گرمی دست تو را کم دارم

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

عمری با غم عشقت نشستم، به تو پیوستمو از خود گسستم، ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود، تو را دیدم، پرستیدم، شکستم!

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

روی آن شیشه تبدار تو را ” ها ” کردم، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم، با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید زنده باد رفیق با معرفت !

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

یه توپ دارم قلقليه ……. موهاي سرم فرفريه ….. مسیج جديد نداشتم سرت كلاه گذاشتم

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب ها … سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

حقيقت همين است اي نازنين كه چشمت غزل داد و ايمان گرفت تو و كوچه و آن زمستان سرد و من برگ بودم كه طوفان گرفت

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

عجب بارشي بود بر جان من كه چون رودي از عشق جريان گرفت هواي تو بود و خيال تو بود كه دست مرا در خيابان گرفت

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

كوير تنت را به باران زدند تن آسمان از عطش جان گرفت تو مي رفتي و چشم من چشمه بود و من خيس بودم كه باران گرفت

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

و من برگ بودم كه طوفان گرفت و ديدم كه اين قصه پايان گرفت بهار تو آمد به ديدار من و آخر مرا از زمستان گرفت

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

شعر غغنفر برا دوست دخترش : صبح که در پنجرتون وا میشه ظهر که در پنجرتون وا میشه شب که در پنجرتون وا میشه وای که چقدر پنجرتون وا میشه

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

من براي سالها مينويسم…سالها بعد كه چشمانت عاشق ميشوند… افسوس كه قصه ي مادر بزرگ راست بود دوستان من هميشه يكي بود يكي نبود …

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

مرا بسپار به يادت به وقت بارش باران اگر نگاهت به ان بالاست و در حال دعا هستي خدا ان جاست دعايم كن كه من تنهاترين تنها نمانم

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش

تـا شب زلـف تـو سرفـصل غزل خوانی‌هـاست زنـدگـینـامه ی مـن شـرح پـریـشانی‌هـــــاست بــــا تــــو مــن پـنـجـــره‌ای روبــه طـراوت دارم كــه بـهـار نـفـسش گـرم گـل افـشانـی‌هـاست