دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يك منطقه آزاد واسه تمام كاربران عزيز دنبالر ....


لايك گروه فراموش نشه .....
همون طور كه از اسمش پيداست اين منطقه آزاده در مورد هر چي دلتون ميخواد ميتونين مطلب بزارين اما خواهشا از گذاشتن مطالب كپي خودداري كنيد . باتشكر .....

جزئیات گروه

شناسه 1601
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 8659 پست
عضو 388 کاربر
طرفدار 117 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 65
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 2
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 17

کاربران گروه

(386 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

منطقه آزاد ....
شناسه‌: 1601 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امین
امین

یه شبایی مثله امشب حالمو اصلا نمیدونم

♥╣ ΜǞƧΘƱD ╠♥
♥╣ ΜǞƧΘƱD ╠♥

به غضنفر میگن 12 تا جوجه داریم ، گربه میاد 8 تاشو میخوره ، حالا چنتا جوجه میمونه؟؟؟ اشک تو چشاش جمع میشه و میگه اون دیگه جاشونو فهمیده .. همشونو میخوره

♥╣ ΜǞƧΘƱD ╠♥
♥╣ ΜǞƧΘƱD ╠♥

این پسرایی که ابروشونو نخ میکنن بعد پیوند وسطشونو برنمیدارن... اینا می خوان بگن مجردن! هنوز شوهر نکردن..!!

مسیحا
مسیحا
توسط موبایل در منطقه آزاد ....

کمرم داره به دو قسمت نا مساوی تقسیم میشه...رفتم دکتر،برگشته میگه ماله معدشه...به امید خدا داره سوراخ میشه...

از یاد رفته...
از یاد رفته...

گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد ...گاهی کسی ما را دوست دارد اما ما نمیفهمیم....خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم ......(غضنفر)

این ارسال را بازنشر کرده است.
از یاد رفته...
1.jpg از یاد رفته...

تصویری .../.

از یاد رفته...
1.jpg از یاد رفته...

دردنامه مادر محمدطاها .... رو حتما بخونید

مسیحا
مسیحا
توسط موبایل در منطقه آزاد ....

استاد میگفت نسل شماها خیلی بیمعرفته....نه دوست میتونه نگه داره... نه رفاقت میدونه چیه...احترامم که تعطیل...بزرگتریم کشک...راست میگفت بهش حق دادم...نسل ما خدای غروره

این ارسال را بازنشر کرده است.
از یاد رفته...
1.jpg از یاد رفته...

تصویری.../.

از یاد رفته...
1.jpg از یاد رفته...

ه هی وای من...

امین
امین

میدونم اشتباهی بود همه احساسم از اول

این ارسال را بازنشر کرده است.
از یاد رفته...
از یاد رفته...

اصن دختری که بچه گونه حرف نزنه! ناز نکنه! قهر نکنه! هیییییی نگه من پاستیل می خوام ! بستنی می خوام! اسمارتیس شیرینی شکلات.... گریه نکنه!... دم به دیقه اس نده! لپتُ نگیره بکشه تا کنده شه! نزنه تو صورتت هیییییییی! هر چی بش بگی بگه نییییییییییییی خوااااام!" غر نزنه! و . . . . اصنننننننن دختر نیسسس مامان بزرگه!

سید قاسم
سید قاسم

تو مثل مرغی بودی که دانه خوردنش پیش من بود و حالا تخمش رو داری واسه کسایی دیگه میذاری اما اشکال نداره میدونی چرا ؟ چون یه چند وقت دیگه بوی کباب شدنت کل شهر رو میگیره و به مشام همه میرسه... {به امید کباب شدنِ همه دشمنامون...}

از یاد رفته...
از یاد رفته...

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی ازدو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه هاشدودست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.