mohammad javad
وَقـتـے نیستے، هـَمـ مـَטּ هـَمـ בُنیـآ نـَقـآشے مے کـُنیـمـ مـَטּ بـآ مـِבاבِ سیـآهـ בُنیـآ بـآ مـِבاבِ سـِفـیـב مـَטּ روزایِ בُنیـآ رو رَنگ میزَنـَمـ בُنیـآ موهآیِ مـَنـو...
mohammad javad
دیـگـر هـیـچـْـ نـَگـو هـیـچـْـ ... حـَرفے نـَزטּ ... ڪﮧ دیـگـر حـَرفے نـَمـآنـدِهـ بـَرآی گـفـتـَטּ ... مـَن حـرفـهـآیـَتــْ رآ نـِمے خـوآهـَمـْـ دلـتـْـ رآ مےخـوآهـمـْـ ڪه آن هـَمـْـ قَسمـَتــِ مـَטּ نـیسـتـْـ سَهـْمـِ دیـگـری اَستـْـ
mohammad javad
اولینــــــــــــــ بآر نیستـــ کهــ گریهـــ میکنمــــ... امـــــآ اولینـــــــــ بآر استـــــــــــــــــ کهـــ گریهـــ آراممــــــــــ نمیکنــــــــــــــــــــ ــد
mohammad javad
انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود دست دلم می لرزد اما به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد ; دلم می خواهد همیشه بگوید : یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
mohammad javad
عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعرو از عطر بهار عشق یعنی یک تمنا یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوزو ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او
mohammad javad
کودک که بودم؛ تاب بازی بهانه ی خنده های بلندم بود؛ حالا که بزرگ شده ام؛ چه بی تاب شده ام ...
mohammad javad
در خلوت تنهایی ام برای دلخوشی خودم مینویسم نوشته هایی که شاید یادگاری باشد از روزهایی که همدمی نبود مرا تا سر بر شانه هایش گذارم وناگفته هایم را برایش بازگویم
mohammad javad
درد دارد... وقتی را به یاد می آورم که عشقم برای زیر باران بودنم وترس از سرما خوردنم اشک میریخت اما حالا من برای زیر باران قدم زدن او با دیگری اشک میریزم...
mohammad javad
اون نــگـاهـی کـه گـوشـه اش یـه قـطـره اشــک بـرق مـیـزنـه ... بـه انـدازه تــمـومِ حــرفـایِ دنـیــا ســنــگــیــنــه !
mohammad javad
كـــاش ميـدانستــى چـِـه لـِـذتــى دارد وقتــى كـِــه ميشــود خِيــــانَــت كـــرد... و نَكـــــرد..
mohammad javad
انسان ها عموما دو دسته اند : تـــو و بقیــــه . . .
mohammad javad
کسـی چــه مـی دانــد شایــد دست هـایـت را در جیبـم جـا گذاشتــه ای کــه همیشـه در میــان آن بـه دنبـال چیــزی مـی گـردم!
mohammad javad
بعد رفتنت نمیدانم سیگارها کوچک شده اند یا کام های من سنگین تر…!
mohammad javad
از اینکه به اطاقم بیایی و در را باز کنی هراس ندارم فقط قبل از آمدن تماس بگیر شاید کمی پیر شده باشم