دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نگاهت نگاهت مثل آیینه رو به رومه
دو چشمات قبله گاه آرزومه
بی تو آفتاب عشقم لب بومه
این آفتاب بپره کارم تمومه
دل و جونم رو باختم تو رو عاشق شناختم
تا من کلبه عشق رو توی دستای تو ساختم
دل و جونم رو باختم تو رو عاشق شناختم
تا من کلبه عشق رو توی دستای تو ساختم
یه سینه ریز الماس بغل بغل گل یاس
پیشکش قلب من بود به تو با عشق و احساس
تو دنیایی که عشق خیال و خوابه
مثل جاری و آب توی سرابه
به پابوس تو عشق تو رفتم
برای این من عاشق صوابه
دل و جونم رو باختم تو رو عاشق شناختم
تا من کلبه عشق رو توی دستای تو ساختم
دل و جونم رو باختم تو رو عاشق شناختم
تا من کلبه عشق رو توی دستای تو ساختم
یه سینه ریز الماس بغل بغل گل یاس
پیشکش قلب من بود به تو با عشق و احساس
رو خط سرنوشتم اسم تو رو نوشتم
رفتم و توی دست عاشق تو گذاشتم

جزئیات گروه

شناسه 354
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3063 پست
عضو 431 کاربر
طرفدار 12 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 55
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 279
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 35

کاربران گروه

(427 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

کلبه عشق
شناسه‌: 354 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهــــ ه
الهــــ ه

بـــه شـــوق ِ دیــــدارت .. چـــه آب و جـــارویی راه انـــداخــتــه انـــد ! چــشـــمـــهـــا و مــــژه هــــایـــم ...

الهــــ ه
الهــــ ه

کمی نزدیکتر بیا .. خسته شدم .. از بس برای دیدنت .. تا مرز خیال آمدم...

الهــــ ه
الهــــ ه

پا ... مــےرفت ... مــےرفت ... مــےرفت… غافل از دلــے كـــ ِ .... جـــا ماندهِ بود!

الهــــ ه
الهــــ ه

اینجـــ ـــا ..... پای "دلـــــ ـی" در میان است!

الهــــ ه
الهــــ ه

دارند عصبی*اَم می*کنند کلمات .. وقتی به حذفِ نامِ تو .. رأی نمی*دهند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهــــ ه
الهــــ ه

"منی" که .. کنارش "تو" نباشد، بزرگترین پارادوکس دنیاست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهــــ ه
الهــــ ه

بالاخره 30 شهریور هم رسید ، چه بد ، بارون هم میاد ، یه سال گذشت با همه تلخی های خاطراتت ...

الهــــ ه
الهــــ ه

نـه !!! چـشـمـانــ م شور نـبود؛ اگـر که آخـ ــر ِ کارمان نــ ـدامـت شد .. دسـتـــ هـایـم بــ ـی نـمـک بود ..

الهــــ ه
الهــــ ه

از بوسهای قلابی تلفنی خسته شدم .. از بغلهای محکم اس ام اس .. از عشق های داغ چت .. تو کنارم باش . . . . . . . . . هوای تنت کا[!]ت !

الهــــ ه
الهــــ ه

نمیدانستم .. که هر دخیل بستنی .. مراد نمیدهد.. و گر نه اینقدر .. به درخت آرزویت .. متوسل نمیشدم ...

الهــــ ه
الهــــ ه

چه بی پــَـــــــــرواااا دلـــــــــم آغوشِ ممــــــــــنوعه ای را میخــــــواهد.. که ...تنـــــــــــها شرعی بودنش را من مـــــــیدانم.. و... دلــــــم... و... تــــــــــو...

الهــــ ه
الهــــ ه

ببخشید.... بعداً چندمِ تقویم است.....؟؟؟ قرار دارم.....!

الهــــ ه
الهــــ ه

به هیچ صراطی مستقیم نیست.... دلی که.... بیتاب ِنوازش ِ سر انگشتان ِ تو باشد....!

الهــــ ه
الهــــ ه

گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی.....عکس هایت همه با لبخند اند..... و نمی دانست عکاس که می گوید سیــــــــــــــــب....من یادِ حماقتِ آدم می افتم و پوزخند می زنم....!

الهــــ ه
الهــــ ه

حتی وقتی پیاز خرد میکنم...همه فکر میکنند...برای تو اشک میریزم...