الهــــ ه
مرا به تختـــم ببنــدید ... و سیگـــاری برایم روشــن کنید ... ! و تنهــــایم بگـــذارید ! هــــرچقدر هم نــــالیدم و فریـــاد زدم به سراغــ ـــم نیاییـــد ... من دارم او را تــــرک میکنـــم !!!
الهــــ ه
سرما که میخورم .. تو به جای من دارو بخور .. دکتر در عکس تن من .. سلولهای تو را دیده است. .
الهــــ ه
هزار سال .. در هزار لا پیچیدند مرا .. شرع وُ عرف وُ قانون .. تا زن بودنم دیده نشود، حال که عریانی ام را .. از ترس کپک های ِ روح تو .. نمک سود کرده ام .. کسی چشم برنمی دارد از من چرا؟
الهــــ ه
سـ ـالـ هاسـت کـــ ه در پــی ِ جـــــملــ ه ای دروغــین به دنبالتـ مرآ کشانــــدهـ ای ... ولـــــــ ـی هـر بآر از گـفتنشـ طفــرهـ رفـته ای ... مگـــــــر یه "دوستتـــــ دآرمـ " چقـدر زحمتـ دآرد ... که از منـ دریغشـ میکنـی ....
الهــــ ه
او که نیامد .. من به روح ایمان آوردم .. آخر به چشم دیدم ... که روح از تنم جدا شد .... و رفت ...
الهــــ ه
اسم هر دویمان را در گینس ثبت می کنند ! تو در دروغ گفتن رکورد زدی و .... من در باور کردن ...
الهــــ ه
خیالت تخت .. چنان به خوابهایم سرایت کرده ای که .. بی خیالت .. هم آغوش هیچ تختی نمی شوم ...
الهــــ ه
دوس نقطه .. دوستت نقطه .. دوستت دا نقطه .. این نقطه ی لعنتی نمیگذارد بنویسم : دوستت دا نقطه .. حتی این نقطه هم عاشقت شده است . . .
اِبی بن بست. . .
مرا دوست بدار،اندکی ولی طولانی ..............
اِبی بن بست. . .
آدم ها آن قدر زود عوض می شوند..آن قدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه فاصله میان دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
اِبی بن بست. . .
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است ......
اِبی بن بست. . .
گر تو یارم نشوی آخر خرداد من است / فکر بی تو شدنم دشمن بنیاد من است /تا زمانی که تو شیرینی و دوری ز دلم / رنگ خون بر جگر این دل فرهاد من است . . .
الهــــ ه
کافی ست یک بار دیگر بگویی: دلم برات تنگ شده ست .... آن وقت یک کشاورز نمونه میشوم ... و کاری می کنم که "نِی" هم گُل بدهد...!
الهــــ ه
تمامی مزرعه کافر صدایش میزدند .. گل آفتابگردان کوچکی را که عاشق باران شده بود...