ȒØ$ĦẶ
نسیم وصل وقتی بوی گل می داد حس کردم که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست نباید بی وفایی دید نیرنگ زلیخا را کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را چه خواهد کرد با ما عشق پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیدهتر کردی معما را
ȒØ$ĦẶ
باد
به نوازش گیسوان من بیا
و فریاد مرا با خود ببر
بی وفا یان را به تو سپرده ام
آنان که در دل خود سنگ رو یانده بودند
و تنهایی را به من آموختند
و آنان که خود از سنگ بودند
و آتش را در دل من بر افروختند
ȒØ$ĦẶ
یکنفر در همین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ...
خیالت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببند
یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیا
تنها تو را باور دارد ...
ȒØ$ĦẶ
کلمه
کلمات
کلام نمی آید بر لبم
وقتی تو اینجایی
لب سکوت میکند
انگار چشمها تا به حال
ندیده اند
فرشته ای به این زیبایی
ȒØ$ĦẶ
چند سال پیش ...
وقتی كه تركم می كردی ؛
گفتی كه از یاد ببرم ؛ هر آن چه بین مان بود
.........
و من نیز اسمت را
بر در و دیوار نوشتم
تا خاطرم باشد كه باید ...
فراموشت كنم !
ȒØ$ĦẶ
قبل از اینکه به کسی بگی : ” دوستت دارم …” خوب فکراتو بکن… چون شاید چراغی رو تو دلش روشن کنی… که خاموش کردنش به خاموش شدن اون بیانجامه…
ȒØ$ĦẶ
خواستم بگویم که کیستم… دیدم نگفتن بهتراست !!!… چه سود آنکه با من نمی ماند ، همان بهتر که نشناسد مرا… آنکس که می ماند ، خود ، خواهد شناخت
ȒØ$ĦẶ
وقتی که عاشق نیستی هیچی واست مهم نیست و به دل سوخته ها میخندی وقتی که عاشق میشی هچکس واست مهم نیست واسه عشقت تلف میشی وقتی که دلتو میسوزونه میره تازه میفهمی نصف عمرت بر فناست
ȒØ$ĦẶ
لنگــــــــــر عشق زدم بر دل طوفانـــــــی تو تکیه گاهمــــــ شده است ساحل بارانــــــی تو . . .
ȒØ$ĦẶ
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
ȒØ$ĦẶ
شما یادتون نمیاد! یک زمانی دلش برام تنگ میشد!!! پ خ: (معلومه که نه)
ȒØ$ĦẶ
او به خیال دیگری میرفت
و
من ساده چه عاشقانه
…پشت سرش کاسه ای آب خالی کردم…
ȒØ$ĦẶ
از کودکی یاد گرفته ام امثال تو نامحرمند تو بگو چطور محرم اسرارم شدی؟
ȒØ$ĦẶ
دل ِ مـن بـــــرف نيــست !
رد ِ پــــاي ِ تــو بــر من آب نمــي شـــود !!
آســان تــر نـگاهــم کن !
دلــــــــم تـــا عـشـق بيشــتـر نمــي دانـــد !!

14 سال و 4 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 31 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 30 دقيقه قبل