دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طنز
یک روز بدون خنده
روزی است به هدر رفته
چارلی چاپلین ㋡

جزئیات گروه

شناسه 13
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 4097 پست
عضو 852 کاربر
طرفدار 74 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 9
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 17
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 27

کاربران گروه

(846 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

لطفا لبخند بزنید
شناسه‌: 13 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mehdi jaVan
mehdi jaVan

تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی… همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردى ....

mehdi jaVan
mehdi jaVan

لذتی که در پاشیدن گاز پوست پرتقال تو چش و چال یه نفر هست تو خوردن خود پرتقال نیست !!!! لذت بردم که میگماااااا !!!!

mehdi jaVan
mehdi jaVan

خدا نگذره از كسانی كه شیر حموم رو روی وضعیت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن ...

mehdi jaVan
mehdi jaVan

بابام ازم پرسید پول لب تاقچه چندی هست ؟! (10 هزاری بود !) ... من گفتم اگه میخوای ببخشیش به من 1000 تومینه اگه واسه خودت میخوای 10هزاریه !

mehdi jaVan
mehdi jaVan

تو ترافیک سنگین ماشین پر داف یا جلوتر از ماشین توئه یا عقبتر ! کنار تو همیشه یه سبیله که داره با دماغش ور میره !

Smile
Smile

پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید." آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟" آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟" یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد. رهبر آدمخوارها گفت: "ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟! از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید.

این ارسال را بازنشر کرده است.
Smile
Smile

4دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای 3شنبه، امتحان 2شنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل 2شنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»…..استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. 4 دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند….آنها به اولین مسأله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: ” کدام لاستیک پنچر شده بود؟"

Smile
Smile

دختر جوانی روی نیمکت پارک نشسته داشت با حالتی اندوهبار گریه میکرد. شخصی شیک پوش که به طور اتفاقی از اونجا رد میشد دلش به حال دختر سوخت و با حالتی دلسوزانه به طرف دختره رفت و به او گفت: دختری به این خوشگلی، با این لباس شیک، تو این روز قشنگ که گریه نمیکنه! گریه نکن عزیزم بگو مشکلت چیه شاید بتونم حلش کنم هیچ گره‌ای نیست که وا نشه. ولی انگار نه انگار دختره باز هم به گریه‌کردن ادامه میده. طرف که میخواست به هر ترتیبی که شده دختره را اروم کنه. جلو میره و پهلوش روی نیمکت میشینه و دستش را رو شونه دختره میزاره و میگه: بهم نمیگی چرا داری گریه میکنی؟ دختره با گریه بهش گفت: آخه نیمکتها را تازه رنگ کرده‌اند!

Smile
Smile

يه شب خانم خونه اصلا” به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!! (اگه تکراری بود شرمنده )

Smile
Smile

فقدان قندان

Smile
Smile

دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟ استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسيار ‏خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم ‏در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد. ‏استاد قبول ‏كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني ‏نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟ استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد. ‏بعد از مدتي استاد با بهترين ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد: ‏قربان شما 63 ‏سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي ‏نيست. ‏همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين ‏حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد ‏نه قانوني است و نه منطقي

Smile
Smile

دلیل منطقی

Smile
Smile

چند سال پیش همین موقع

این ارسال را بازنشر کرده است.
قاصــــدک¸¸.•*¨*•♫♪ ♥
قاصــــدک¸¸.•*¨*•♫♪ ♥

از يارو ميپرسن به زنبوري كه تو كندو از همه زنبورها مراقبت ميكنه چي ميگن؟ يارو ميگه: بهش ميگن خسته نباشي!!