جواد منادی
ز خر خوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد دلا رو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد.(ایام امتحانات تسلیت باد)
جواد منادی
جملات کوچک به سبک انسانهای بزرگ! تجدیدی به تجدیدی میگه: چرا تجدید شدی؟! وقتی دستم بند بود روی آن لباس پهن کردم. وقتی دلم سوخت روی آن آب ریختم. آن قدر باکلاس بود که حتی دوغ هم با چنگال میخورد. چون چشمش آب نمیخورد، برایش نوشابه خرید. وقتی حس نوشتن ندارم خودکارم قطع و وصل میشود. فواره جواب سر بالا به جاذبه زمین است.
جواد منادی
جملات کوچک به سبک انسانهای بزرگ! ضبط از صدای بلند نوار سردرد گرفت. عکس توقف زمان است. آسمان به زمین آمد دید خبری نیست. آلبالو گران بود، چشمانش انگور میچید. هر لقمهای را که فرو میدهم، معدهام فریاد میزند: خوش آمدی! وقتی میخواهم حرف پنهانی بزنم، گوشهایم را میگیرم. برای اینکه حرفهای بزرگی بزنم، دهانم را زیر میکروسکوپ میگذارم.
جواد منادی
ضربالمثلهای امروزی! از خر شیطان آمد پایین سوار مترو شد. پولهایش از پارو بالا رفتند و دیگه برنگشتند. کلاهش پس معرکه بود، با عجله رفت برداشت. فیلش یاد هندوستان کرد، برایش ویزا گرفت. با هر دستی که بدهی، با همان دست میزنی تو سر خودت. هر چی سنگه تو غذای رستوران سر راهه. یک چایی برایت دم کنم که یک کیلو تفاله داشته باشه.
جواد منادی
مادر از دخترش پرسید: دخترم، چرا پر کردن نمکدانها این قدر طول کشید؟ دختر: آخه سوراخهای آنها خیلی تنگ بود!
جواد منادی
جملات کوچک به سبک انسانهای بزرگ:کارمندان شیفت شب رادیو به خاطر اجرای برنامه نمیخوابند و مردم بیچاره برای صدای بلند رادیوی همسایه! وقتی آهن زنگ زد او از خواب پرید. هر وقت موهایشان نمیخوابیدند برایشان لالایی میخوانند. به کلید که فکر میکنم فکرم باز میشود. به قطار که فکر میکنم سرم سوت میکشد. بستنی از خجالت آب میشود. وقتی پیاز حرف میزند همه فرار میکنند. هندوانهی قرمز به هندوانهی سفید میگوید: کم خونی داری! شلنگ به آفتابه میگوید: بی کلاس! کلسترول کره همیشه بالاست! قهوه شبها خوابش نمیبرد. قرص مسکن هیچ وقت سر درد نمیگیرد.
جواد منادی
شباهت ... ... کولر و قورمهسبزی در این است که باباهاهیچ کدام را نمیتوانند درست کنند! ... زندگی و ریاضی در این است که هر دو سختند! ... یک اسکناس با یک کیلو زردآلو در این است که هر دو در یک ثانیه غیب میشوند! ... ماهی و امیرکبیر در آن است که هر دو سرشان میرود به زیر آب! ... دندان پسر همسایه و طلا این است که هر دو زرد است!
جواد منادی
یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!
جواد منادی
غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن
جواد منادی
مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!
جواد منادی
یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!
جواد منادی
ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه ... ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!
جواد منادی
طرز تهیه یک زن مامانی:1- 49 کيلو گرم گوشت و پوست و استخوان . 2- لوازم آرايش : 3 کيلو . 3- قر : 50 دور در دقيقه . 4-رو : 75 ليتر . 5- نق : روزانه 8 ساعت . 6- ناز: 7 کيلو . 7-زبان : 14 متر و سي سانت . 8- حوصله: سه گرم . 9- سر درد مصلحتي: به ميزان لازم . 10-اشک : 3000ليتر . 11- حسد : 2 تن . 12-عشوه شتري: 92مايل . 13 عقل: کمي تا قسمتي ابري