دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه Im in love :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 320می باشد را وارد کنید. بصورت [320]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید.

جزئیات گروه

شناسه 320
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 14172 پست
عضو 1259 کاربر
طرفدار 63 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 2
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 27
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 11

کاربران گروه

(1253 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Im in love
شناسه‌: 320 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

در كلبه ي قلبم كه پنجره هايش به باغ گلهاي هميشه بهار باز مي شد? در جست وجو گر كسي بودم كه بيايد و مرا از اين تنهايي مرگ بار نجات دهد? از اين تنهايي كه جز من و شيطان كسي ديگر نبود? منتطر كسي بودم كه بيايد و مرا از اين انتظار خسته كننده رهايي دهد? آري او آمد و مرا از اين تنهايي و انتظار نجات داد? آري محبوبم، عشقم، كسي كه لحظه لحظه هايم را با او سپري مي كنم و خواهم كرد? كسي كه هميشه در كنار او هستم و هيچ وقت مرا منتظر نمي گذارد? پس با تمام وجود مي گويم تا آسمان دلتنگي دوستت دارم

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

یه شعر عشقولانه .../.

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

یه شعر عاشقونه و دل تنگی : واسه اینکه ترتیبش به ه نخوره میزارمش تو دیدگاه

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

تو مرا تنهــــــــــــــــــا نگذاری .............. برید به دیدگاه قشنگه

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

امروز ، چرکنویس ِ یکی از نامه های قدیمی را پیدا کردم! کاغذش هنوز، از آواز ِ آن همه واژه بی دریغ سنگین بود! از باران ِ آن همه دریا! از اشتیاق ِ آن همه اشک چقدر ساده برایت ترانه می خواندم! چقدر لبهای تو در رعایت ِ تبسم بی ریا بودند! چقدر جوانه رؤیا در باغچه ی بیداریمان سبز می شد! هنوز هم سرحال که باشم، کسی را پیدا می کنم و از آن روزهای بی برگشت برایش می گویم! نمی دانی مرور دیدارهای پشتِ سر چه کیفی دارد! به خاطر آوردن ِ خوابهای هر دم ِ رؤیا... همیشه قدمهای تو را تا حوالی همان شمشادهای سبز ِ سر ِ کوچه می شمردم، بعد بر می گشتم و به یاد ترانه ی تازه این می افتادم! حالا، بعضی از آن ترانه ها، دیگر همسن و سال ِ با تو بودنند! می بینی؟ عزیز! برگِ تانخورده ِ آن چرکنویس قدیمی, دوباره از شکستن ِ شیشه ی بغض ِ من تر شد! می بینی... دوستت دارم

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس نشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر شیار ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن ... همیشه دوستت دارم

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

اگر دل دلیل است پس دیدگاه رو بخونید

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد... مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد... تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند..... سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد.... شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند..... موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد.... گم شدم در قدم دوری چشمان بهار ..... بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
از یاد رفته...
ترمه-01-Image.jpg از یاد رفته...
در Im in love

دل من اگر تنگ نبود سخن از بودن و یک دست شدن را سخن از مهر و محبت را به دیار تو و چشمانت نمی آوردم خاک را سرمه ی چشمانت نمیکردم! بوسه هایم را برایت در صندوقچه ی دل ترمه پیچش نمیکردم..........

از یاد رفته...
chopogh.com329_0_7302.jpg از یاد رفته...
در Im in love

زندگی اتفاق غریبی است... عرصه جولان آدم ها... که مدام در حرکتند و در شتاب... آدم هایی که می دوند برای زنده ماندن... برای چند ساعت و چند ثانیه بیشتر ماندن... می دوند برای رسیدن به چیزهای بیشتر... اما درست آن موقع که می خواهند از آن لذت ببرند.. دیر می شود... و باید رفت... می رود بی آن که ... کاش در عبور همین ثانیه ها و در میان دویدن همین آدمها، به فکر قدم زدن باشیم... قدم زدن برای زندگی... برای زندگی کردن...

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

آن شب باران می بارید... باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم... و از همین شوق بی چتر آمدم... ولی آمدم... و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی... و باران می بارید... آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی...و باران می بارید... و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی...

از یاد رفته...
www.pichak.net-99.jpg از یاد رفته...
در Im in love

بازم شب داره از راه می رسه...

از یاد رفته...
210.gif از یاد رفته...
در Im in love

با هزاران ارزو اومد و توی دلم جا گرفت اما بی دلیل و با نگفتن هیچ کلمه ای رفت و دل من را در قفسی از غم و دل شکسته گی تنها گذاشت... @she

از یاد رفته...
از یاد رفته...
در Im in love

می خواهم زندگی ام را به پای ثانیه های با تو بودن بریزم٬ اما ثانیه ها هم در تپش لحظه ها مرده اند. وقتی قاصدکها قدم به ایوان دلم می گذارند٬ عطر وجودت همه جا را پر می کند و دلم هوای تو را می کند. یک روز سر به بیابان خواهم گذاشت٬ دیگر کسی نخواهد بود تا صدای دلتنگی ام را بشنود. آن روز دیگر نه غصه خواهد بود و نه اشکی. ما با هم سبز خواهیم شد در کویر عشق