★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
خــــدایا دلم هوس یک نماز دو نفره کرده است ... فقط من باشم و تو !!!!!
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند، نه هم قد تصورات تو
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
لنگه های چوبی درب حیاطمان؛ گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛ ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند ...
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟ صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت،هم کلید زندگیست گفت: زین معیار اندر شهرما، یک مسلمان هست آن هم ارمنیست!!!!
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
خيلي از افكارم با سكوت زنداني شدند...
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های مرد، دردآور است که من آزاد نباشم تا او به گناه نیفتد، فرم بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایش می آیند تأسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان او تنظیم کنم .سیمین دانشور
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
گول دنیا را مخور......!! ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگ ها را میدرند سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند.....
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
اگر درد داری تحمل کن... روی هم که تلنبار شد دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست... کم کم خودش بی حس میشود...!!
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
اگر همه ثروت داشتند دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگران از سر جوانمردی بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
آدم چه صبــــورانه بعضی دردها را تحمل میکند بی آنکه بداند حـــق است یا ستــــم...!
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
من درد میکشم اما تو چشمانت راببند.سخت است بدانم میبینی و بی خیالی...
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
شاید کشمش همان انگور بازنشسته باشد.