ßάßάk яєzάiє
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد / که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد / لب تو میوه ی ممنوعه ولی لبهایم / هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد / خواستند بگویند از تو شبی شاعرها / عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد .
ßάßάk яєzάiє
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من / دل من داند و من دانم و دل داند و من / خاک من گل شود و گل شکفد از گل من / تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من .
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
مردها مثل « نوزاد » هستند در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
رو به قبله مینشینم خسته با حال عجیبی از ته دل مینویسم ، یاری ام کن ای خدای مهربان ، بی تو من تنها ترینم . . .
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر برای عشق وصال کن ولی فرار نکن برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش
ßάßάk яєzάiє
آواز پرندگان مهاجر را بدرقه ی راهت میکنم تا بدانی همیشه منتظر آمدنت می مانم .
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
فکر میکردم تو همدردی! ولی نه! تو هم دردی _________________________________________
ßάßάk яєzάiє
خدایا چرا برای چیدن یک گل ، منت صد خار را باید کشید ؟
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
فانوس دیدگانش ، نور پگاه من بود زنجیر کرده بودند ، رندان با وفا را مژگان بی مثالش تنها پناه من بود روزی که گردن عشق ، بر دار کرده بودند تنها صدای آنجا ، فریاد آه من بود در دادگاه عشقش ، محکوم حکم مرگم شاید که بی گناهی ، تنها گناه من بود
ßάßάk яєzάiє
با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو ، زندانیست / نگذر ز بهار ، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست .
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
دستان پر زمهرش ، هم تکیه گاه من بود فرهاد همچو مجنون ، راه وصال گم کرد راهی که رفته بودند ، آن راه ، راه من بود تاریک و تار چون شب ، پس کوچه های امید
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
صدها هزار نفرین ، بر آن نگاه اول آغاز دل سپردن ، اول نگاه من بود ! سرگشته و پریشان ، در جستجوی کویش این خرقه گدایی ، تنها گواه من بود هر کس شراب نوشید ، مستوجب فنا شد
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه. زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است. زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق. زندگی، گاه شده است که برد بیراهم. زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد
BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببی...
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است. زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است. زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، که چقدر شیـــرین است. زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نورمهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت درسینه است.