دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه Im in love :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 320می باشد را وارد کنید. بصورت [320]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید.

جزئیات گروه

شناسه 320
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 14172 پست
عضو 1259 کاربر
طرفدار 63 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 2
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 27
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 11

کاربران گروه

(1253 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Im in love
شناسه‌: 320 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

سفرتن را تاخاک تماشا کردی سفرجان را از خاک به افلاک ببین! گرمرامی جویی سبزه ها دریاب بادرختان بنشین! کی؟کجا,_اه نمی دانم ای کدامین ساقی ای کدامین شب! منتظر می مانم.

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

یکشب ازدست کسی باده ای خواهم خورد که مراباخود تا ان سوی اسرار جهان خواهدبرد بامن از((هست))به((بود)) بامن ازنور به تاریکی ازشعله به دود بامن از اوا تاخاموشی دورتر,شایدتاعمق فراموشی راه خواهم پیمود

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

گفتمش بي تو چه ميبايد کرد؟ عکس رخساره ي ماهش را داد گفتمش همدم شبهايم کو؟ تاري از زلف سياهش را داد وقت رفتن همه روميبوسيد به من از دور نگاهش را داد يادگاري به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

اگه دنيا براي تو معني ومفهومي نداره. کمي تامل کن .شايد تو خود دنياي کس ديگري باشي

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوری ؟ تو که نمی بینی . نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را اينگونه به خاك ره ميفكن ما را ما در تو به چشم دوستي مي بينيم اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

سکوتم از رضایت نیست... دلم اهل شکایت نیست......

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

گلايه نمیکنم نبودنت را در این نیستی بازار دنیا من به هوای بودنهای تودر قصه های فردا دلخوشم تو این دلخوشی را مگیر از من... با چشمان خبس منتظرم به هوای دل من زود بیا... .

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تورو داشته باشم به هرچی می خوام میرسم

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

به همین سادگی رفتی بی خداحافظی سهم تو شد دنیای تازه و سهم من شد اشک وتنهایی چشمهای نازنینت را بستی بدون اینکه کنارت باشم دیر شد دیر آمدم خیلی دیر اما غریب اما ناتوان ،اما بهت زده از روزی که رفتی هر روز خودم را نمی بخشم به خاطر آن همه سال دوری و صبوری ،به خاطر آن همه نبوسیدن و نبوییدن کاش بودی تا مقابلت زانو بزنم تا به اندازه ی آن همه سال دوری سیر ببینمت ، لمست کنم ، پناهم شوی تو را کم دارم .آن دستهای مهربانت را ،آن حرفهای آرامبخشت را کاش میشد برگردی ،کاش میشد ....................

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

نگاه کن غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سرکشم اسی دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا بکام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی! زدورها و دورها ز سرزمین عطرهاو نورها نشانده ای کنون مرا به زروقی ز عاجها ز ابرها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شعرها به شورها به راه پر ستاره می کشانیم فراتر از ستاره می نشانیم نگاه کن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم چه دور بردیش از این زمین ما به این کبود غرفه های آسمان کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چيز شکل مي گيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد. درون هر چيز در اعمال هستي، نيرويي هست که چيزي را مي بيند و مي شنود که هنوز قادر به درکش نيستيم، هر آنچه امروز هستيم، از سکوت ديروز زاده شده است.

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

غرور من که زسختی به کوه میمانست ، کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت ، چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

در سرزمین دلم در وادی اندرونم در دیار چشمانم در جای جای روحم یادتوست که مرهم زخم های منست یادتوست که مرا به اندیشیدن وامیدارد یادتوست که در جاری ترین لحظات مرا چون نهر آب روان می کند

بانو جاسمین
بانو جاسمین
در Im in love

روبروم بود ..... بغض ، تو گلوم بود اگه می گفتم تموم بود . . رفت و رفتم هیچی نگفتم فقط از دلم شنفتم : که خودش بود ، نیمه پنهون ...... . . فرصت گفتنی ها چه رفت آسون . . خود من بود ..... من ̗ من بود وصله جور ، دل و پاره تن بود . . بشکنه دستم ولی ناخواسته گلدون شکستم نتونستم بگمش : یه عمر ̗ که خالی و خسته م زبون بند اومد و بخت بد و ...... هرچی که بودش دست بدست داد که ندونم و نتونم و نگم سینه م به نفس نفس داد همچی جور شد که ناجور بشه من هیچ جور نتونم بگمش : لرزید دلم ......عاشق شدم ...... لال شد زبونم ...... بگمش : لرزید دلم ..... عاشق شدم ........ دیوونه و لال شد زبونم