ßάßάk яєzάiє
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد ، گمان ببر مرا درد عشق تو باشد .
ßάßάk яєzάiє
پروانه در آتش زند از بهر تو خود را ، ای شمع تو هم حرمت پروانه نگه دار .
ßάßάk яєzάiє
نازنینا ما به عشق تو جوانی داده ایم ، با جوانان ناز کن اکنون دگر با ما چرا ؟
ßάßάk яєzάiє
بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من ، خدا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من .
ßάßάk яєzάiє
یادت نره که یاد تو همیشه همراه منه / یادت نره که خواستنت مثل نفس کشیدنه / یادت نره که آینه از طپش تو روشنه / یادت نره نبودنت جونمو آتیش میزنه .
ßάßάk яєzάiє
چشات دیگه از من خسته و سیره / اما هنوز چشمای من اسیره / فقط بدون که این دل شکسته / منتظره بگی واست بمیره .
ßάßάk яєzάiє
بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست / شبهای پر از درد که فردا شدنی نیست / گفتم که برایت بفرستم دل خود را / افسوس که چون نامه دلم تا شدنی نیست .
ßάßάk яєzάiє
تا زنده ای دنیا عزیز است / تا زنده ای دنیای من باش / در ظلمت سرد زمانه / خورشید بی همتای من باش .
ßάßάk яєzάiє
طوطیم اندر قفس اما دلم پیش تو است / گر قفس را بشکنند پرواز من سوی تو است / آب و هوای چشمات چیزی مثل کویره / هرکس اسیرش بشه بدون شک میمیره .
ßάßάk яєzάiє
تو بشو یاس قشنگ لحظه های بی قرارم / من میشم زلال بارون تا کنارت تو ببارم .
ßάßάk яєzάiє
یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم / گردش به حریم با صفایت بکنم / آشوب دلم به من چنین فرمان داد / در سجده بیفتم و دعایت کنم .
ßάßάk яєzάiє
من و تو از تبار بی کسانیم / در این غوغا چه کس را کس بدانیم / کسی نشنیده فریاد کمک را / کمک کن تا برای هم بمانیم .
ßάßάk яєzάiє
باغبان از گلها مواظبت میکند چون میداند عمر گل کوتاه است اما به درخت خدمت میکند چون میداند روزی درخت پناهگاه او خواهد شد .
ßάßάk яєzάiє
تو مرجانی ، تو در جانی ، تو مروارید غلطانی / اگر قلبم صدف باشد ، میان آن تو پنهانی .
ßάßάk яєzάiє
شبی پر کن از بوسه ها ساغرم / به نرمی بیا همچو جان در برم / تنم را بسوزان در آغوش خوش / که فردا نیابند خاکسترم .