ßάßάk яєzάiє
فکر نکن توی دنیا تنهایی ! بلکه فکر کن یه تنها هست که تو براش یه دنیایی .
ßάßάk яєzάiє
هنوز ریشه ی زاییده در بهار منی / به باغ عشق گل سرخ ، اعتبار منی / شب و غروب و کف و باد و موج می میرند / تو ای کرانه ی آرام ، ماندگار منی .
ßάßάk яєzάiє
خدایا در فراغ دوست بگیر از من دنیا را / اگر بی عشق او باشم نبینم صبح فردا را .
آزاده ایــرانی
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول مي
كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز
تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه
امير
سهراب! گفتي چشمها را بايد شست! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت! رفتم ولي، ولی او نه چشم هاي خيس و شسته ام را، نه نگاه ديگرم را، هيچکدام را نديد؛ فقط در زير باران خنديد و با طعنه ای گفت: "ديوانه ي باران نديده..."
امير
تو مرا می فهمی... من ترا می خوانم... و همین ساده ترین قصه یک انسان است... تو مرا می خوانی... من ترا ناب ترین شعر زمان می دانم... و تو هم میدانی... تا ابد در دل من می مانی..
امير
گاهی بخوان ز دفتره شعرم ترانه ای/ بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است/ تنها مرا به تشنه طوفان من مبین/ ای بس حدیث تلخ که ناگفته مانده است/ گفتم ز سرنوشت بیندیش و اسمان /گفتی غمین مباش که ان کورو این کر است /دیدی که اسمان کور و سرنوشت کر صد ها هزار مرتبه از ما قوی تر است
امير
بي شك جهان را به عشق كسي آفريده اند /
چون من كه آفريده ام از عشق جهاني براي تو
ßάßάk яєzάiє
مثل گل صد برگ شکوفا شده ای / چون ماه چهارده شکوفا شده ای / در آینه ی نگاه من چشم بدوز / تا دریابی چقدر زیبا شده ای .
ßάßάk яєzάiє
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .
ßάßάk яєzάiє
هیچ خاری در سایه ی گل ، احساس خاری نمی کند ، تقدیم به گل روزگار .
ßάßάk яєzάiє
خداوندا عزیزم را تو یاری کن / پناهش باش و در حقش تو کاری کن / الهی هرچه میخواهد نصیبش کن / خدا بر لبش لبخند جاری کن .