ßάßάk яєzάiє
اشک زاری است. لبخند زاری است. عشق زاری است. اشک آن شب لبخند عشقم بود.
ßάßάk яєzάiє
به کدامین بی وفایی می توان عشق را به زنجیر کشید
ßάßάk яєzάiє
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو
ßάßάk яєzάiє
هیچوقت نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم هیچوقت نشد نفهمیدی که من فقط تورو دارم…
ßάßάk яєzάiє
اگر می تونستم توی دنیا یه چیز دیگه باشم
می خوام اشک تو باشم
که تو چشمات متولد بشم
روی گونه هات زندگی کنم و روی لبت بمیرم
همین، فقط بمیرم ...
shima
کوه باشی صخره هایت می شوم اشک باشی دیدگانت می شوم رود باشی چشمه سارت می شوم دوست باشی دوست دارت می شوم
shima
رفتنت خیلی ساده بود و ساده تر از اون آب شدن من بود قطره قطره وجودم میچکه و انتظار برگشتت رو می کشه ولی هر روز من بیشتر آب میشمو تو نمیایی
shima
تا شقایق یا هر گل دیگم شد زندگی باید کرد نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی اینجوری میگم اینو یکی بهم گفت خیلی جالبه عشق ها هر مدوم شبیه یک گل میمونند بعضی ها یشن شقایق تا که از عشقش جدا می کنی پر پر میشن بعضی ها هم میشن گل رز تا بهشون نزدیک میشی زخمیت می کنن و یه یادگاری تلخ برات میزارن بعضی گلها هم مثل نیلوفر برای رسیدن بهش تلاش میکنی سرانجام وقتی میرسی بهش میبینی تو مرداب داری غرق میشی و کاری ازت بر نمیاد نمیدونم چی می خوام بگم ولی امشب بازم دارم بارونی میشم
shima
خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد
shima
چرا تورا ساختم ؟ چرا ترانه های عاشقی را برای تو سرودم؟ حال دیگر عشق من خفته است, دستانم دیگر آغوش گرمت را طلب نمی کنند وای بر من که چگونه در حسرت دوست داشتنت سوختم وای بر من که چگونه شب و روزم را آلوده ی تو کردم چه ناگاه بانگ نفسهایت را برایم خاموش کردی
ßάßάk яєzάiє
عشق مثل جنگ میمونه شروع کردنش خیلی آسونه اما پایان دادنش سخته
ßάßάk яєzάiє
کاش میشد من پتوی تو بودم، کاش میشد توی تخت تو بودم آرزو داشتم که بالش تو باشم، زیر سرت باشم میخوام همیشه اطراف تو باشم، میخوام تورو محکم در آغوش بگیرم، دلم میخواد من همون شخص خوش شانسی باشم که میبوستت و بهت شب بخیر میگه
ßάßάk яєzάiє
یک زنگ هیچی نیست تا وقتی به صدا درش بیاری، یک شعر تا وقتی خونده نشه شعر نیست، عشق توی قلب تو تا وقتی که اسیرش کنی عشق نیست، عشق وقتی عشقه که رهاش کنی تا بره (به دیگه ای هدیه بدیش)
ßάßάk яєzάiє
اینا همه اتفاقیه که میفته…. من لیز میخورم، میلغزم ، تلو تلو میخورم، میافتم و اکثرا هم اصلا اهمیت نمیدم اما حالا نمیدونم چیکار کنم! آخه ایندفه لیز خوردم و توی عشق تو افتادم !