دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهیم برایت بنویسیم ای مادر شاید و البته "شاید" قطره ای باشد مقابل دریای خوبیهایت . . .

جزئیات گروه

شناسه 794
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1398 پست
عضو 416 کاربر
طرفدار 39 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 59
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 67
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 74

کاربران گروه

(410 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مادر...
شناسه‌: 794 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
•°o.O  $ąℓʍą  O.o°•
560359_357149624365813_1507361801_n.jpg •°o.O $ąℓʍą O.o°•
در مادر...

مادر مثل ستون و پدر مثل سقف خانه هست..... اگه سقف خراب بشه ستون هاش تا سالها سرپا هستند... ولی اگه ستون خراب بشه سقف هم خراب میشه .... خدا همه پـــــــــــدر و مادر ها رو سالم و سلامت نگه داره

این ارسال را بازنشر کرده است.
...Ali
...Ali
توسط موبایل در مادر...

ﺭﻓﯿﻖ ﺑﯽ ﮐﻠﮏ .........ﻣﺎﺩﺭ .....

امیرفال
امیرفال
توسط موبایل در مادر...

چشمانم که به دستان مادرم مي افتد، تنها،خجالت ميکشم

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن
در مادر...

داستـان خلقـت زن از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت. فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟" خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیده‌ای‌؟ باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند." فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. "این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید." خداوند گفت : "نمی شود!! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم. از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد." فرشته نزدیک شد و به زن دست زد. "اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی." "بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.

رویـــــــــا
226138_422093007827552_1774725176_n.jpg رویـــــــــا
در مادر...

مادر . . . / : (

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در مادر...

اگر نبودی یک ذره به حقانیت این دنیا ایمان نمی آوردم مادر!

رویـــــــــا
رویـــــــــا
در مادر...

از مرگ نمی ترسم . . . / من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نکنم !

دیـــــویــــــد
409677_345062832241159_1623636024_n.jpg دیـــــویــــــد
در مادر...

مهربانترین موجود بر روی زمین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

به سلامتی واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره ، هیچوقت نگفت من .....! همیشه گفت بچه هام....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

وقتی ناراحتی .... حتی حوصله خودتم نداری .... میــآد بالا سرت باهات شوخی میکنه تا حداقل ، شده یه لبخنده واقعی ِ کوچیکو بیـآره رو لبات ...... آره یه همچین دارم من

*اشکان*
mami.jpg *اشکان*
در مادر...

یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛ اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند ... و این انصاف نیست

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

حرف دلخـــــــــــواه من را نمی زند ولی اغلب راســــــــت می گوید.... قربان کلامــت مـــــــــادر

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

انگار خـــــــدا در " صدایت " کدئین تزریق کرده ... با من که حرف میزنی دردهایم را تسکین میدهی . . .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

آری ، خنده های تـــو بزرگترین ِ آرزوهـــایِ مـن انـد ، شادمانه بخــند؛ بگذار تا برآورده شوند ...