دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهیم برایت بنویسیم ای مادر شاید و البته "شاید" قطره ای باشد مقابل دریای خوبیهایت . . .

جزئیات گروه

شناسه 794
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1398 پست
عضو 416 کاربر
طرفدار 39 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 59
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 67
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 74

کاربران گروه

(410 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مادر...
شناسه‌: 794 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سحـــر ṧ◎тḯ
سحـــر ṧ◎тḯ
در مادر...

مادر توییــ جونـ پناهـ منـ ، مادر توییــ تکیهـ گاهـ منـ ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

بــه سلامتــی کســی کــه 9 مــاه بــهش لگــد زدیــم ، امـا بــازم عاشقانــه مــارو نــگه داشــت .. . ♥ مــــادر ♥

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

فشار ها يي که به خونت می آیند ، تمام رگ هایم از بهشت متنفر می شوند که زیر پایت را خالی می کنند....

saghar
md_mother_child.jpg saghar
در مادر...

، می خواهم با اشک هایم، گلی بپرورم به رنگ خون دل و به قامت هزاران دریغ و آه، بر گذارم. مادر، در این روزها، آهم را بنگر و دریغم را شاهد باش. هنوز باور ندارم که تو ای. هنوز دست احساس تو را حس می کنم. ای!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
1347111088706979_thumb.jpg ◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در مادر...

سرم درد میکنه ... !! با ارومم نمیشم !! میخوام منو تو بگیری تا یه نمه ارامش بهم برگرده!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
0.jpg ˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
در مادر...

کـــی جز تو می مونه ..... رو که با تو صـــبح شد... با های مــــادرانت.....چرا بی خــــودی مُـــــــرد اون روزا و این طــــــور شد !؟...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
3Jokes_Mother (9).jpg ˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
در مادر...

دلم واست خیلی خیلی تنگ شده .....اما می دونم زودِ زود خوب می شی و بر می گردی امیدمو از دست نمی دم ....آخه خودت یادم دادی......

این ارسال را بازنشر کرده است.
˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
در مادر...

عزیزم نمی دونم الان تو بیمارستان بستری هستی و حالت چه طوره ؟....اما من هنوزم توی دفترِ خاطراتم از تو می نویسم حتی وقتی کنارم نیستی ...امشب خوابم نمی بره.... چون درسته مثل کودکیم قصه نمی گی برام اما صدات و عطر تنت بهم آرمش می ده الان اگه بودی می گفتی ؟؟...بدو بخواب باید 7 بیدار شی و درس بخونی...اما چشم مامان یه چند تا پست بزارم می رم دوست دارم بوس بوس....خدا کنه فردا با بوسه ی تو از خواب بیدار شم

.....مینا....
.....مینا....
توسط آندروید در مادر...

نمیدانم به حال دردهای تو گریه کنم یا دردهای خودم........

...Ali
...Ali
توسط موبایل در مادر...

ﺑﯽ ﺗﻮ ....ﻫﻮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ....ﻫﻮﺍﯼ ﺩﻟﻢ .....ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﺩ

ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
در مادر...

یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی ... ...آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام........

meysam
meysam
در مادر...

خودش اگر نباشد . . . خود خداست . . . " "

این ارسال را بازنشر کرده است.
saghar
saghar
در مادر...

چشمانم را بستم تا پنهان شدنت را نبینم… یک… دو… چند سال می گذرد... هزار... ده شمرده ام ! و تو هنوز نگفته ای: " بـیـا ".

saghar
saghar
در مادر...

كدام واژه می تواند مرا به وصف تو برساند . كدام جمله توان از تو گفتن را در خود می بیند.برای از تو گفتن شاید سكوت بهترین گفتار باشد. تو را از آن روز كه بند بند وجودم به هستی تو بند بود ، از ان روزی كه طپش قلبت تنها صدای آرام بخش دوران تنهایی من بود. از‌آن هنگام كه كار هر صبح و شام من شمردن نفس های پر مهرت بود ، می شناسم.