دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهیم برایت بنویسیم ای مادر شاید و البته "شاید" قطره ای باشد مقابل دریای خوبیهایت . . .

جزئیات گروه

شناسه 794
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1398 پست
عضو 416 کاربر
طرفدار 39 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 59
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 67
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 74

کاربران گروه

(410 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مادر...
شناسه‌: 794 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در مادر...

کاش میشد هایِ ، صورتَت را ، با دست هایم میکشیدم !!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

هر چه بيشتر اصرار كند كه با خودت چتر ببري ،احتمال ِ بارش ِ باران بيشتر ميشود....

حــامــد
mother-_-baby-1_1.jpg حــامــد
در مادر...

به گفتم مرا با چیزی عوض کن.. چیزی ارزشمند! چیزی گران! سوزنی شکسته ، تا بتوانی با آن خار پایت را درآوری !

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

مقدس ترین مکان دنیا ، نه کعبه است ، نه واتیکان ، نه بیت المقدس و نه تبت ... بلکه خانه ایست که در آن حضور دارند

حــامــد
mother-baby-day_large.jpg حــامــد
در مادر...

من مرد نیستم! تا زمانی که خاکِ پایِ شوم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه
در مادر...

همیشه برام دعا کن : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
در مادر...

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد......

♥  tannaz  ♥
231181_444292065630024_610311582_n.jpg ♥ tannaz ♥
در مادر...

مجسمهء زيباي مادر در ايتاليا.....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

دست هایت برای بوسیدن است، روزگار هنوز که هنوز است میخواهد کمرت را خم کند و تو باز مردانه ایستاده ای... پاهایت لیاقت فرش بهشت را دارند!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی
در مادر...

چاره ی همه ای بیچاره ی تو

امیر کریمی
14-keshmeshi.JPG امیر کریمی
در مادر...

از صب پاشو کرده بود تو یه کفش که میخوام مامان ... مامان ... مامان... ... مامان.... شیرینی کیشمیشی ... اونقدر گفت که مامان مجبور شد دستای کوچولوشو بگیرهو ببردش قنادی ... تا رسیدن خونه شیرینی هارو تو بشقاب گذاشت جلوش ... شروع کرد به خرد کردن شیرینی ها و سوا کردن و خوردن کیشمیش ها ... مادر مستاصل گفت : اگه کشمش میخواستی که تو خونه داشتیم ؟ گفت : این کیشمیشاش خوشمزه تره ...

باران بهاری
مادر گرسنه.jpg باران بهاری
در مادر...

گرسنگی هم کشید اما عاشقی یادش نرفت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی
در مادر...

کارات همیشه دوست داشتنین مثل مسافرتت به مشهد / ساعت 8 شب تنها از تهران رفتی 10 صبح رسیدی ، مستقیم رفتی حرم و ساعت 9 شب هم مستقیم برگشتی ترمینال و تهران / حتی ناهار هم نخورده بودی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی
در مادر...

هر وقت میخوام کمی اذیتش کنم آروم تو گوشش میگم : مامانِ دخترتی ...