دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جزئیات گروه

شناسه 410
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 158 پست
عضو 165 کاربر
طرفدار 14 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 243
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 251
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 282

کاربران گروه

(162 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مدرسه است که داریم؟؟؟
شناسه‌: 410 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سامآن
سامآن

شماره موبایل معلم قرآنمون رو پیدا کرده بودیم...اول بهش زنگ زدیم گفتیم بار قاچاق رسیده کجا خالیشون کنیم!؟ اونم هی می گفت اقا صدات نمیاد دوباره زنگ بزن. ما هم کمی منطقی تر شدیم گفتیم سرکارش بذاریم. دوباره زنگ زدیم خیلی مودبانه گفتیم سلام آقا مصطفی، یه مراسم ختمی داریم اگه میشه قبول زحمت کنید، آدرس دادیم، ساعتش رو هم گفتیم بقیش رو خودتون حدس بزنید.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
shabnamツ
shabnamツ
توسط موبایل در مدرسه است که داریم؟؟؟

بـــاز آمد بوي ماه مهر...)12 رووووز ديگه...اين چند روزم مثه برق ميگذره...باز بايد 7 بيدار شي بري كلاس... حضور غياب... جزوه.... كوييز... ميان ترم.... اوه اوه!! ))فقط به غروب آفتاب 31شهریور فکر کن... )

آزاده ایــرانی
madrese.jpg آزاده ایــرانی

بزرگترین حالگیری تو امتحانا این بود که، پشت سوالی که جوابش یکی دو کلمه بود ، یه چرا (یا توضیح دهید) اضافه میکردن...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فردایی دیگر
فردایی دیگر

وقتی مداد نداشتم مدادشو از وسط نصف میکرد ..میشکستش ...میداد به من ......

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اوایل مدرسه ..همیشه مشقامو خوش خط مینوشتم ....وسطاش دیگه بد خط میشدم ......

فردایی دیگر
فردایی دیگر

اخی یادش به خیر ..اگر دفترمو پیدا کنم عکس اون صفحه از دفترم که اولین شعرمو توش نوشتمو میذارم همین گروه ..

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

شما یادتون نمیاد ،،، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون ، نقاشی می کشیدیم ... بعد تند تند برگ میزدیم میشد انیمیشن ... (:

آزاده ایــرانی
madrese.jpg آزاده ایــرانی

شما یادتون نمیاد ،،، دبستان که بودیم ، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش ،،، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !!!

°• ƸӜƷ maryamƸӜƷ •°*
°• ƸӜƷ maryamƸӜƷ •°*
توسط موبایل در مدرسه است که داریم؟؟؟

اخی....یادش بخیر....بچه ها زنگ تفریحا میرفتن تو کلاسا میگشتن که چه خبر بوده؟؟؟؟تایکی میگفت کیفارو گشتن به گووووه خوردن میفتادی که چرا گوشی اوردی؟؟؟حالا توکجام قایمش کنم؟؟؟؟هعی......

Tina
Tina

يادش به خير، ، ....اون موقعها مچ دستمون را گاز می گرفتیم،... بعد با خودکار بیک یجای گازمون ساعت می کشیدیم ....مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده،؟؟ چه ذوقي مي كرديم.....

Tina
Tina

يادش به خير،... مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بخاره،.... پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون....

Tina
Tina

یادش بخیر:... دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم

Tina
Tina

شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوووووووووم دفترمونو جا گذاشتیم؟؟؟؟!!

Tina
Tina

یادش بخیر: ...صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود...

Tina
Tina

یادش بخیر: ...وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد،.... بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند،... دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم،.... بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده....