دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جزئیات گروه

شناسه 410
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 158 پست
عضو 165 کاربر
طرفدار 14 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 243
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 251
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 282

کاربران گروه

(162 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مدرسه است که داریم؟؟؟
شناسه‌: 410 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Tina
Tina

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم..

آزاده ایــرانی
madrese.jpg آزاده ایــرانی

شما یادتون نمیاد ،،، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد ،،، مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم !!! |:

سامآن
سامآن

یه بار دبیرمون که خیلی خیلی اذیتش می کردیم ( ینی خیلی اذیتش می کردیم ها ) گفت " شما اصن به درس توجه نمی کنین، من اصلا دوست ندارم بیام کلاستون " منم از ته کلاس گفتم " دل به دل راه داره " کل کلاس منفجر شد! خیلی عذاب وجدان گرفته بودم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
madrese.jpg آزاده ایــرانی

دقت کردین ،،، هر معلمی که میومد میگفت ،،، شما بدترین کلاسی بودین که تاحالا داشتم !!! |:

فردایی دیگر
فردایی دیگر

دوره راهنماییم همش الوچه میخریدم زنگ تفریح و به اتفاق دوستام با هم میخوردیم .......روزی چنتا ..... راحیل و لیلا و سمانه.///

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

یادمه قبلنا معلم میخواست امتحان بگیره و دستگاه فتوکپی کار نمیکرد که برگه سوالارو بیاره!! ما هم میپریدیم هوا و میزدیم تو سر و کله ی هم از خوشحالی ! بعدش معلم میگفت : خب یه برگه بذارین جلوتون .... عمه داشت به نظرتون آیا ؟؟

فردایی دیگر
فردایی دیگر

همیشه کلاس اولیا به این کارشون معروفن ...یکیشون که اجازه اب خوردن میگیره بعدیام یکی یکی پشت سرش اجازه اب خوردن میخان .........ماها که اینجوری بودیم هنوزم میشنوم اینو ..خانوم اجازه تشنمونه ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یادش بخیر ...برای کلاس اول مامان یه کفش برام خریده بودن ..بزرگ بود برای پای من ...از س دوسش داشتم گفتم اندازمه ..هر چی مامان گفتن نه سایز تو نیست بازم اصرار کردم اخرشم مامان راضی شدن ..اخه شماره کوچیک ترشو نداشتن ...کفش رو گرفتم ولی تا وقتی داشتمش یه عالمه توش پنبه میذاشتم ....

فردایی دیگر
فردایی دیگر

واییییییییییییییییییییی چه گروه قشنگییییییییییییییییییییییی...دوسش دارممممممممم

علــــــــــی
علــــــــــی

دوره ما کتاب ها چطوری بودن و دوره جدید چطوری : روباهی رفت زیر درختی گوشی به دست کلاغه با قار قار کن گفت اونجا ایرانسل آنتن نمیده! گوشیت رو به من بده تا برات شماره رو بگیرن ! کلاغ گوشی رو برداشت و رفت بالای درخت به روباه گفت : این بجای اون پنیری که تو بچگی ازمن قاپیدی برووووووووووو حالشو ببر

memol
memol

واقعا كارش عالی بود!

memol
memol

یه سوال دارم!!چرا تو تمام مدرسه های دنیا به دانش آموزان غذا میدن ولی توی ایران نه؟! هاااااااااااااا!؟چرا؟؟؟

arman
arman

معلم میگه: بچه‌ها 10 تا سیب داریم من 9تاشو میخورم حالا چندتا سیب داریم شاگرد میگه هامون یکی هم بخور بدبخت سیب نخورده

AriA∞I Love Khamenei∞
AriA∞I Love Khamenei∞

آقا اجازه ما دسشویی داریم ....دسشویی مدرسه خراب آقا چی کار کنیم دسشویی مون داره میریزه آقا

:) لطفأ لبخند بزنيد :)
:) لطفأ لبخند بزنيد :)

یادمه دوبار منو میخواستن از اخراج کنن ؛ البته فقط میخواستن منو بترسونن !!! . . . . . حالا بگید برای چی !!!؟ . . . . . . برای اینکه بابام به معلمام سفارش کرده بودن این ناخن میخوره [ حالا نه به این ] کاری کنین که کنه !!! . . . . بنده خدا معلمام هم آخرین حربشون بود . . . . . . . . یادش بخیر