❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تـــــــــــــــــــــــو همان شقایق معروف سهرابی!!! تا تــــو هستی زندگــــــــی باید کرد… . . .
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
روزگارم بی ترحم، بین ما فاصله انداخت. ..
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
دست کدوم غزل بدم، نبض دل عاشقمو. ..
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
طلوع صادق عصیان من, بیداری ام باش. ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر گاه در وادی پر هیاهوی زندگی از قلوب بی عاطفه ی انسان ها خسته شدی تنها قلب من را به یاد آور که فقط به خاطر تو می تپد گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی یاد کن از قلب من
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لحظه ها در تب احساس تو میمیرندُ تو چه بی پروایی. که نمی اندازی اینهمه خاطر خاموش که پا سوز تو شد به درون گوری تو چه بی احساسی که بلند میخندی به همان قلبی که نام تو حک شده بود بر رویش. تو چه بی مقداری! کاین همه عاشق دلسوخته را نشمردی. همه پروای تو این است گل آلود شوی! همه احساس تو اینست که مسموم بخندی و... بخندی تا که نابود شوی. همه مقدار تو اینست که فقط قد بکشی امّا ذره ای قدر ندانی...
آزاده ایــرانی
زندگی درک همین امروز است ، ظرف دیروز پر از بودن توست ، شاید این خنده که امروز دریغ کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
...خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.... ...خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... ... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... ... خسته شدم بس که تنها دویدم... ...اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... ...می خواهم با تو گریه کنم ... ...خسته شدم بس که... ...تنها گریه کردم... ...می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان