آزاده ایــرانی
کسی خودش را نمیکشد، خاطره هاست که آدم را میکشد
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
سکوت میکنم ولی این حرف ها یک روز یکجا مرا به کشتن میدهند ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
باران که میبارد همه چیز تازه می شود ... (...................) و (.....)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از این همه احساس، خسته از این کلمات کودکانه… خسته از جستجو کردن، خسته از فراموش کردن بودنم ، فراموش کردن هستی ام... خسته از بازیهای بچه گانه، از بازی با این همبازیهای بچه تر از خودم ... خسته از کشیدن منحنی به شکل قلب و پرتاب تیری به سوی آن .... !! خسته از دویدن برای رسیدن ، برای رسیدن به هیچ ! خسته از شنیدن نجوای ناله های عاشقانه عاشقی در کنج تنهائیهایش ... خسته ام از این اعتیاد قلبم به عشق .... ! از اعتیاد چشمانم به اشک، از اعتیاد روحم به غم و غصه ... خسته ام از این قمار، از قمار دل ! قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده، «بازنده ای » بیش نخواهی بود ! خسته از جارو کردن خرده شیشه های دل ...!! خسته از مرهم گذاشتن بر این زخمهای کهنه ... خسته ام از کاروانسرا شدن دل !!! و به زیر سؤال رفتن عشق ..... خسته ام.... خسته .... خسته ی خسته ..!! خسته ازاین صبر و انتظار، خسته از تکرار روزها ، خسته شدم از رویای تو، خسته شدم از خودم ، خسته شدم از این زندگی ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیروز صبح به دنیا اومدم... به صورت فرشته ای که بالای سرم بود چشم دوختم... اسمشو یادم اومد....مادر....شاید.... پیشونیم رو بوسید و منو به دست فرد دیگه ای سپرد... پدربود....شاید.... وقتی وارد دنیا شدم لبخند زدم.... بدون اینکه بفهمم وارد چه مکانی شدم.... بدون اینکه بدونم بعدها به ازای هر خنده گریه میکنم.... حالا اینجام... امروز هم بدترین روز زندگی منه... روزی که از خدا...جداشدم... به خودم دلداری میدم... این هم میگذره!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
بیمار خنده های توام بیشتر بخند .. خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قدم می زدم نم نم ... اشکام از چشمام می امد تو این حالت حسرت می خوردم که چرا ...........کنارم نیست , کنارم نیست تا دستش رو بگیرم بگم عشقم دوست دارم