دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

خیالم راحته...روحم پیش تو مونده و پیر نمیشه...من میمیرم و اون زنده میمونه...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

@اميررضادست خودت نيست ، زن كه باشي گاهي دوست داري تكيه بدهي ، پناه ببري ، ضعيف باشي . دست خودت نيست ، زن كه باشي گه گاه حريصانه بو مي كني دست هايت را شايد كه عطر تلخ و گس مردانه اش ، لابه لاي انگشت هايت مانده باشد . دست خودت نيست ، زن كه باشي گاهي رهايش مي كني و پشت سرش آب مي ريزي و قناعت مي كني به روياي حضورش . دست خودت نيست ، زن كه باشي همه ي ديوانگي هاي عالم را بلدي ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دیدن روی تو در خواب...چه حالی دارد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

بزار چترم از بارون نگات خیس شه...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

@....ای یار مُقامر دل، پیش آ و دمی کم زن زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن گر تخت نهی ما را، بر سینه ی دریا نه ور دار زنی ما را، بر گنبد اعظم زن...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

اصلا فکر نمیکردم بشه یه مرده ار گور در بیاد...خیلی وقت بود به خاک سپرده بودم دلمو...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

تو با دستای خودت منو ساختی...برو از دور نگاه کن ببین خوشت میاد؟

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دوست ندارم بگم زندگی منی...آخه ازش خاطره ی خوشی ندارم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

الماس که باشی...تو تاریکی محضم پیدا میشی...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

رفتم سر صندوقچه ی آرزوها...کهنه ترینشون دراوردم که اول براوردش کنی...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

بودنت شب رو واسم چراغونی کرده...دیگه نمیترسم...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

امشب مال تو...بخون...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دلم میخواد تو یه کافه بشینم رو بروت زل بزنم به چشمات و بگم اومدنت مبارک....

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

بودنت یه جور تسکین واسه همه ی دردام....

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

چه حکایتی بود میان من و تو ومیکده...من می خوردم تو مست میشدی...تو می خوردی من مست میشدم...