Kian
خدایا ساکت و تنها نشستم گوشه ی اتاق نه به هیچ کس کاری دارم نه چیزی... ولی تو که صدای فریادمو تو که صدای شکستنمو می شنوی؟ مگه نه؟...
Kian
خدایا دیروز ازت خواستم که بارون بباره، دیشب خواب برف دیدم.... عجب!!!
سید حمید جزایری
یک ستاره گاهی میتواند ....حتی در کفِ یک پیالهی آب ....خوابِ هزار آسمانِ آسوده ببیند....آن وقت تو میگویی چه ...؟میگویی یک آینه برای انعکاسِ علاقه...کافی نیست؟
سید حمید جزایری
....به عطر و آینه..... آغشته میکنم هر روز....چقدر پنجرهات...برای سر زدن یک نسیم..... جا دارد؟
هاسمیک
کاريکاتور از «رنسانس ايتاليا» آغاز شده است و خود واژه کاريکاتور ايتاليايي است و يک اقتباس از معني لغت ايتاليايي «caricare » به معني «اغراق آميز يا مبالغه» است. کاريکاتورها دو گونه اند: بعضي شما را واقعا مي خندانند،و بعضي ديگر لبخند تلخي برايتان حاصل ميکنند،که بيانگر طنز تلخي است که در خود دارند. گلچيني از اين طنز تلخ را به دوستان هنر دوست و اهل انديشه ام تقديم ميکنم لـــــــــطفـــــــــــــا" سرسری نبینید!
هاسمیک
نه کهولت و عجز ... نه رگ و تیغ ... ، کاش رفتن به این ساده گی بود : خدایا ... حساب من چقدر می شود ... ؟!**فرشید**
هاسمیک
توپ َ ش را شوت می کند طرف ِ من که این ور روی ِ چمن های پارک نشسته ام ... ، می رسد و می گوید ... خانوم ِ فلانی دور یعنی چقدر ... ؟! ، منگ می شوم ... ، لال مانی می گیرم ... ، دهان َم خشک می شود ... ، به خودم می آیم ... اشک َم را پاک می کنم ... ، آن طرف دارد توپ َش را شوت می کند ...
هاسمیک
کلاهی را که زندگی سرم گذاشته ... روزی به احترام ِ مرگ از سر برمی دارم ...**فرشید**
هاسمیک
تنهائی یعنی ... شبها ... تو می خوانیُ می روی بخوابی ... من می روم گریه کنمُ بنویسم ...
هاسمیک
آدم ِ تنها هم یک آدم ِ معمولی مثل ِ شما ست به خدا ... ، چشم دارد ... سر دارد ... گوش دارد ... دست دارد ... پا دارد ... ، آآ خ خ ... ، هم پا ندارد ...***Farshid***