دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در میکده

هزاران خار غم.. بر دل... ز جور باغبان دارم..... چه حاصل گر به شاخ گل.... دو روزي آشيان دارم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در میکده

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد .شاید.... بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش.... دوست می دارد...حالا ببین اگر خودش.... غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو...نادیده بگیرد ،چه قدر دوســتت دارد !و ...این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

. . . مشکل از جایی شروع میشه که … دلتنگ کسی باشی که نیست، حوصله کسی رو نداشته باشی که هست … . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در میکده

نيمايوشيج... درجشن یکسالگی فرزندش نوشت:...پسرم یک بهار..تابستان...پاییز...وزمستان رادیدی... ازاین پس... همه چیزجهان تکراریست ....جزمهربانی

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
توسط پیامک در میکده

منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سها
سها
در میکده

اینجا جایی است که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای به جای همدردی برایت پول خرد می اندازند…!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در میکده

ای مسافر...ای جداناشدنی..گامت را آرامتر بردار...از برم آرامتر بگذر..تا به کام دل ببینمت..بگذار از اشک سرخ.گذرگاهت را چراغان کنم.. نمی دانی..سفرت روح مرا... به دو نیم می کند...و شگفتا ...که زیستن با نیمی از روح ...تن را می فرساید

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

گاهی آنقدر زن می شوی که جواب نامردی را با مردانگی میدهی ..!!
 صفت ضعیفه را روی نامردها باید گذاشت 
نه روی جسم ظریف و زیبای زنانه ات ... !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در میکده

قطار می رود..تو می روی..تمام ایستگاه می رود...و من چقدر ساده ام...که سالهای سال...در انتظار تو...کنار این قطار رفته ایستاده ام...و هم چنان به نرده های ایستگاه رفته...تکیه داده ام

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در میکده

به میان کوچه های هستیم می رویم...در زیر آفتابی بی زمان...و در کنار من تو چون درختی راه می روی ....تو چون رودی راه می روی ....تو چون سنبله ی گندم ...د ردست های من رشد می کنی ...تو چون سنجابی در دست های من می لرزی ...تو چون هزاران پرنده می پری...خنده ی تو بر من می پاشد....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

زنی پشت چراغ راهنمایی دست فروشی میکرد،هیچکس به زن توجهی نمیکرد..!!چند متر آنطرف تر از زن دست فروش، زنی خودفروشی میکرد،هیچکس به چراغ راهنمایی توجه نمیکرد...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
هاسمیک
هاسمیک
در میکده

اینکه زبونت یاد گرفت دروغ بگه درده....اینکه چشمات هم یاد گرفتن دردتر...

هاسمیک
هاسمیک
در میکده

باشی و بوسیدنت بی وققه ... ، نیستی و بی وقفه پوسیدنم ...

هاسمیک
هاسمیک
در میکده

مادرم توی آشپزخانه دارد انار دان می کند ... ، به من نگاه می کند و گریه می کند ... ، هیچ موقع به مادر ِ تان نگوئید " مامان جان تمام شده ام ... " ، دل مادرها از دل انار ها خون تر است ...***فرشید***

هاسمیک
هاسمیک
در میکده

نیامدی و از نگرانی دلم هزار و یک راه رفت ... ، تو امّا انگار ... از هزار و دومین راه رفته بودی ...***فرشید***