دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مونا
مونا
در میکده

یه روز یه پسره به یه دختره میگه با من ازدواج میکنی ؟ دختره میگه نه ! و پسر یک عمر به خوبی و خوشی زندگی کرد !

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

همواره گوش به زنگ باید بوده باشی / عشق / خانه به خانه به در می کوبد/ دور می شود

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

چیز بدی نیست جنگ/ شکست می خورم/ اشغالم کنی.

مونا
مونا
در میکده

آدم به خدا خیانت کرد! خدا درد آفرید! غم آفرید! تنهایی آفرید! بغض آفرید! اما راضی نشد! کمی فکر کرد! و آنگاه عشق آفرید! نفس راحتی کشید! انتقامش را گرفته بود از آدم …!

مونا
مونا
در میکده

باز یقه ام را چسبیده ای… که برایم شعر بگو، معشوقه… شعر تویی این نوشته ها بهانه اند… .

مونا
مونا
در میکده

برای من از دور دست تکان نده ، من تو را همین نزدیکی گم کرده ام . . .

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

انگار حال خوشی ندارد دنیا/ گاهی ، سعادت از در و دیوار آدمی می بارد/ گاهی / مینی فراموش شده در جنوب فرانسه/ زیر میز نهار خوریت منفجر می شود

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

جز در لاکم / کجا بگریزم / بالای سرم ایستاده است/ با سنگی در کف اش

مونا
مونا
در میکده

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلی ، صبر کن پیدا شود گوهر شانس قابلی . . .

مونا
مونا
در میکده

هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ، او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .

مونا
مونا
در میکده

زندگی پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است . . .

مونا
مونا
در میکده

مردها دو آرزوی بزرگ دارند.اول داشتن خانه دوم داشتن ماشین برای فرار از خانه

ستایش
ستایش
در میکده

من گاهی دلم را پرت میکنم آن طرف دیوار! مثل ِیک بچه بازیگوش و آن وقت هی در می زنم، در می زنم، و می گویم : " دلم افتاده توی حیاط شما. می شود آن را پس بدهید...؟" کسی جوابم را نمی دهد کسی در را برویم باز نمی کند اما همیشه ، دستی ، دلم را می اندازد این طرف دیوار همین، و من این بازی را دوست دارم آنقدر دلم را پرت می کنم تا خسته شوند تا دیگر دلم را پس ندهند تا در را باز کنند و بگویند: بیا خودت دلت را بردار و برو آن وقت من می روم و دیگر برنمی گردم! من این بازی را دوست دارم......

مونا
مونا
در میکده

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی می سازیم به نام زندگی .

مونا
مونا
در میکده

شعر چشمانت را خواهم خواند ، با صدایی که از حنجره ایست که فقط ژست صدا در آن نیست ....