آزاده ایــرانی
دیر زمانی است خاطراتت، یادت
جا مانده اینجا
گویا خیال نداری سراغشان بیایی
امانت داریم خوب است!
روی چشم نگه داشته ام هنوز هم
فکر بازی در سر دارم
بازی مبادله
خاطرات مال تو
تو مال من ...
آزاده ایــرانی
دلتنگیهای آدمی را باد ترانه ای میخواند، رویاهایش را آسمان پر ستاره ندیده می گیرد و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است...
آزاده ایــرانی
احساساتم را به هم کوک میزنم، و شبیه به پیراهنی نازک، دلی هایم را بر تن میکنم، قبل از آن که بیایی (ع ا ش ق) میشوم رو به روی آینه می ایستم ...منتظر.....
آزاده ایــرانی
خدایا آنچه دارم از آن تو آنچه ندارم را به من بده
نه صبر کن
آن وقت دوباره باید آن چه را که دادی بدهم تا آنچه را که دادم بگیرم
خوب حال چه کنیم که آنچه را که ندارم بدهی نه سیخ بسوزد نه کباب ؟
میکده
چهار تغيير امنيتي و دفاعي در دولت اوباما در آستانهي تحقق است؛ آيا اين بازآرايي نظامي ميتواند بيانگر تغيير سياست ايالات متحده، به خصوص در برابر خاورميانهي جديد باشد؟
♥ tannaz ♥
سکوت دردیست که ما ادمها برای رهایی از دردها قرار دادیم -----
♥ tannaz ♥
من از اين فاصله تا عمق سكوت تو شكايت دارم ==========
♥ tannaz ♥
یک پسر وقتی مَرد میشود که سرش را بالا بگیرد و بگوید یکی را دوست دارد، خیلی از پسرها پیر میشوند اما مَرد نمیشوند ------
♥ tannaz ♥
آخرين برگ سفرنامه باران اين است/ كه زمين آلودست/لحظه ها را درياب/چشم فردا كور است
♥ tannaz ♥
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني ، و تو تنها مي ماني . راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
♥ tannaz ♥
مانده ام تا به چه انديشه کنم... مانده ام در قفس تنهايی... در قفس ميخوانم... چه غريبانه شبي ست... شب تنهايی من!...
الهام
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ويرانه خويش
بخدا می برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
می برم، تا كه در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشويش دهم از لكه عشق
زينهمه خواهش بيجا و تباه
♥ tannaz ♥
من از عمق رفاقت هام من از لطف صداقت ها من از بازی نور در سینه بی قلب ظلمت ها نمی ترسم من از حرف جــــــــــــــــــــــدایی ها مرگ آشنایی ها من از میلاد تلــــــــــــــــــــــــخ بی وفایی ها می ترسم --------