دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مونا
مونا
در میکده

میروم تا در میخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم انچه نبایست کنم انقدر مست که اندوه جهانم برود استکان روی لبم باشدو جانم برود!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مونا
مونا
در میکده

من بزرگ شده ام آن قدر که دلم سادگی کو دکی هایم را می خواهد....

مونا
مونا
در میکده

گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ...گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوست ارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من.....

مونا
مونا
در میکده

عشق مرگ نیست زندگی است ، سخت نیست عین سادگی است عشق عاشقانه های باد و گندم است ، اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است....

مونا
مونا
در میکده

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی، نه حاشیه ای از یاد رفتنی...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم! همه گمان میکنند که می رقصم..

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

پول مانند حس ششم است که بدون آن نمی توان از پنج حس دیگر به طور کامل استفاده کرد -------------

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

اي کاش از حال دل من خبرت بود / اي کاش دمي از سر کويم گذرت بود / من مرغ اسيرم که ندارم پر پرواز / اي کاش که کاشانه ي من زير پرت بود

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.. گفت:حتی از من! گفتم :خدایا دلم را ربودند.. گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! گفت:تو یا من!؟.. گفتم خدایا تنهاترینم... گفت:پس من؟ گفتم :خدایا كمك خواستم. گفت:از غیر من؟ !گفتم :خدایا دوستت دارم... گفت:بیش از من! گفتم :خدایا اینقدر نگو من. گفت: من توام تو من

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مونا
مونا
در میکده

......................؟اي دبستاني‌ترين احساس من بازگرد اين مشق‌ها را خط بزن .................

مونا
مونا
در میکده

عمریست نشسته ام پای لـــرز خربــزه هــــایی که یادم نمیاد کــــی خوردمشون

مونا
مونا
در میکده

كودك فال فروشي را پرسيدم : چه ميكني؟ گفت:به آنان كه در ديروز خود مانده اند فردا را ميفروشم.

الهام
الهام
در میکده

یاادته... توی اون یکی بود یکی نبود... من بودم...تو بودیو خدایی بود... ولی آخرش به جز همون خدا هیچکی نبود... یادته... ............زیر گنبد کبود... دو تا پروانه بودن... ولی راهشون با هم یکی نبود... سهم من از همه ی بود و نبود توچه بود... هر چه بود هیچ نبود... یا اگر بود به اندازه یک نقطه کور... هرگز اما نگشود... یکی بود یکی نبود... اول یه قصه بود... ولی آخرش دیگه قصه نبود... درد و غم بود و دیگه خنده نبود... نمیدونم ...کاش یکی به من بگه... به من بگه... پس خدا کجا بود که دیگه...هیچکی نبود... اون خدا دیگه کجا بودکه نبود.....

الهام
الهام
در میکده

................؟تمام سربازهایت را زدم!!!! نه ازتو بدم نمی آمد می خواستم رخت را ببینم اما تو گفتی کیش و من مات شدم ...............