دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor
در میکده

دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد.

سمن
سمن
در میکده

بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می کنم. می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است. می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم! می خواهم زير يک درخت نخل بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم . می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم. می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم . می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند. می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم . می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ... می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . . اين دسته چک من، کلي

aynor
aynor
در میکده

شب ها آسمان ستاره ها را در خود جای می دهد شب ها چشمان من اشک را در خود می گنجاند در شب می توان سکوت را آرام آرام تجربه کرد آری شب ظلمت دارد اما ظلم ندارد

aynor
aynor
در میکده

خداوندا … باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم در پی فهمیدن باشم؛ تا فهمیده شدن در پی دوست داشتن باشم؛ تا دوست داشته شدن زیرا با دادن است که می گیریم با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم با بخشیدن است که بخشوده می شویم وبا مردن است که زنده می شویم!

aynor
aynor
در میکده

خداوندا... من از ماندن مي ترسم خداوندا... من از رفتن مي ترسم … خداوندا... پناهم ده!

aynor
aynor
در میکده

خداوندا... من از احساس بيهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن، من از ماندن چون مرداب مي ترسم.

aynor
aynor
در میکده

خداوندا.. من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان، من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم.

aynor
aynor
در میکده

خدايا... تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهي که بهترين است. خدايا... مي دانم تو هميشه با مني ، ولي تنهايم مگذار؛ يا شايد بهتر باشد بگويم: نگذار تنهايت بگذارم!

aynor
aynor
در میکده

تاحالا شده عاشق بشین؟؟؟ دیدید وقتی عاشق کسی بشید چه حسی دارید؟ حتی اگه اون عیب و ایرادی هم داشته باشه به چشمتون نمیاد اما اگه همین عیب و ایراد رو توی یه فرد دیگه ببینید ممکنه از اون فرد حتی بدتون بیاد... دیدید وقتی یه مدت اون رو نمیبینید یه حسی توی دلتون دارید؟ دلتنگی رو با تمام وجود حس میکنید؟ بعد وقتی میبینیدش دوست دارید فقط یه دل سیر نگاهش کنید اون یه چیز بی مزه میگه اما شما از خنده غش میکنید...اما اگه همین جوک رو دوستتون واستون تعریف کنه میزنید توی ذوقش.. دیدید وقتی اون تلفن میکنه شما بی دلیل میخندید؟ مصخره بازی درمیارید و به قول معروف چرت و پرت میگید دیدید وقتی توی خیابون باهاش قدم میزنید آروم آروم قدم میزنید که به مقصد نرسید؟ وقتی اون رو میبینید تپش قلبتون مرتب بالا میره. نمیدونم تاحالا واسه یه مدت از پیشتون رفته؟ وقتی داره میره شما فقط نگاهش میکنید...اصلا اشک نمیریزید چون فقط دوست دارید یه دل سیر نگاهش کنید چون وقتی اون رفت به اندازه کافی وقت واسه اشک ریختن دارید پس فرصت نگاه کردن به اون رو از دست نمیدید.

aynor
aynor
در میکده

بعضی ها دلشون اقیانوسه اما به عمق یه وجب.

aynor
aynor
در میکده

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله) خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله) خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله) من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله) خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله) اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله) خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor
در میکده

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله) آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله) خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor
در میکده

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله) خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله) ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله) ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله) خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله) خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله) ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor
در میکده

این یعنی زندگی............

aynor
aynor
در میکده

خواهر کوچکم از من پرسید:"پنج وارانه چه معنا دارد ؟!" من به او خندیدم... کمی آزرده و حیرت زده گفت:"روی دیوار و درختان دیدم" ... باز هم خندیدم ... گفت:"دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مریم میداد" آ نقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید... بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم : بعدها وقتی غم. سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی : " پنج وارونه چه معنا دارد "