دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor
در میکده

این همه رنجی که دنیا بر سر ما میکند / غیر ما هر که باشد ترک دنیا میکند بارها گفتم که فردا ترک دنیا میکنم / چون به یاد تو می افتم امروز و فردا میکنم .

aynor
aynor
در میکده

میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک میزنن ؟ میخوان به ما بفمونن تو سکوت و فاصله هم میشه گفت دوست دارم . . .

aynor
aynor
در میکده

ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . .

aynor
aynor
در میکده

برای من مهم نیست که وقتی کسی تنهاست به فکر من باشه برای من این مهمه که وقتی اطرافش شلوغه ٬ قلبش به خاطر من میتپه . .

aynor
aynor
در میکده

شیشه پنجره را باران شست از دل من اما ، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

aynor
aynor
در میکده

تو به اندازه تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم

aynor
aynor
در میکده

در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش--- يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه ==

aynor
aynor
در میکده

در سطر اول آن ، تو از راه می‌رسی و خاک بوی باران می‌گیرد در سطر دوم ، آفتاب می‌شود و تو از درخت سبز سیب سرخ می‌چینی در سطر سوم ، زمین می‌چرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره می‌بارد در سطر چهارم ، تو دست‌‌هایت را به سوی مغرب دراز می‌کنی در سطر پنجم ، همه چیز از یاد می‌رود و من به نقطه‌ی پایان قصه خیره ‌می‌مانم . وعشق آغاز میشود.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! و من سوختم=========

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

دست ها بالا بود ...هر کسی سهم خودش را می طلبید ... سهم هر کس که رسید ...داغ تر از دل ما بود ! ....نوبت من که رسید ....سهم من یخ زده بود !!! ...سهم من چیست ؟! یک پاسخ !... پاسخ یک حسرت ... سهم من کوچک بود ...قد انگشتانم ...عمق آن وسعت داشت !... وسعتی تا ته دلتنگی ها ... شاید از وسعت آن بود... که بی پاسخ ماند ...!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

عشق پر از هجوم فاصله است====

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

از من تا خدا راهی نیست ... فاصله ایست به درازای من تا من ... و در این هیاهو ی غریب من این من را نمی یابم ...!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

بودنت کا[!]ت ... همين که هستی کافيست !

aynor
aynor
در میکده

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت...........اما چه سود...خیالش در آغوش توست.....