دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الی
الی
در میکده

یه سوال به سوالهای شب اول قبر اضافه شد: 45500 تومن یارانه تو چیکار کردی؟

الی
الی
در میکده

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره! همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت: “بسم الله الرحمن الرحیــــم” منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم: “اشهد ان لا اله الا الله”! هیچی دیگه… انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!

الی
الی
در میکده

به داداشم گفتم لپتاپمو بده . دو متر کلن از هم فاصله داشتیم . دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سُر بده . آخرش گذاشتش روی یه پتو گفت بکِش از اون ور ! فک و فامیله داریم ؟

الی
الی
در میکده

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف ، به دلیل ضعف جسمانی پسره با خوشحالی گفت : آخ جون فوری میرم زن میگیرم دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی

الی
الی
در میکده

اگر دنیـا برعکس بود حیونا وقتی از هم شاکی‌ میشدن و میخواستن به هم فحش بدن میگفتن : آدم ، اهلی ، انسان… با تو هستم یکم حیوون باش…!

الی
الی
در میکده

وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت: این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند! . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

این اتاق من است وقتی وارد شدی آنقدر کوچک می شود که دیگر جایی برای نشستن باقی نخواهد ماند مگر در" آغـــــوش مـــن "

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

هوا به شدت ابری ست انگار شب ِ داره نَم نَم هم بارون میاد البته گاهی میشه برف الان تنها چیزی که حال میده یه خواب خوشگله

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مــــــــرا با خیالت تنهـــــــا نگذار خیالت اصلا به تو نرفتهـ اســـت... مهــــــربان نیست..!! آزارمـ ـ میدهـــــد.. دلمـ ـــ خودت را میخواهـــــــد...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

هر نفس درد است که میکشم!! ای کاش بودی .. یا اصلا نبودی.. این که هستی.. و کنارم نیستی.. دیوانه ام میکند...!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

کاش میشد آدҐ گاهے به اندازه نیاز بمیرد ! بعد بلند شود آهستـہ آهستـہ خاڪ هایش را بتڪانـב ... اگر دلش خواست برگردد به زندگے ؛ اگر نـہ بخوابـב تا ابـــــــــد ...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

בوωـــت בاشـتــלּ یـــا نـداشتـלּ ... בیـگــر حـωـــے تـو را بـــہ احـωــــاس ڪـرבלּ نمــے ڪـشــانــد ... בر آن لحظـــــہ فـقــط בر ωــڪـــوت غــرق می شــوے و فـقـط نـگــاه مـیـڪـنــے نـگــــــــــاه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

دلم گرفته تر از روزهای بارانی است...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

بعضی ها را هر چقدر بخواهی تمام نمیشوند. همش به آغوششان بدهکار میمانی! حضورشان گرم است. سکوتشان خالی میکند دل آدم را.. آرامش صدایشان راکم می آوری! هر دم هر لحظه کم می آوریشان.. چقدر کم دارمت..