❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تــو میگذری .. زمان .. می گـــــذرد !.. چه كنم با دلــــی .. كه از تو .. توان گذشتنش .. نیست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمانت و لب هایت مانند آتش جهنمی است… که مرا در شعله هایش می سوزاند… و رازی در آن نهفته است که مرا به دیوانگی و ویرانی می کشاند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست . . . تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . . . لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان . . . که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر شیار . . . لمس کن لحظه هایم را . . . تویی که نمیدانی من که هستم٬ لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من اعتراض دارمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!!! این ینی چی اخه!!! اصن این چ وضعیه ساختن واس ملت؟؟!!! پیراهن پاره مد شد!!! شلوار پاره مد شد!!! کلاه سوراخ مد شد!!!! شال پاره مد شد!!! . . . . . . پس چرا این جوراب پاره مد نمیشه؟؟!! من تا کی باید منتظر بمونم؟؟؟ملت؟؟؟!!! (از مسئولین محترم تقاضا میشود به شدت به این موضوع رسیدگی کنن)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آینه بهترین دوستمــه ؛ چــون وقتـــی گــریــه مــیکنـــم ، نــمـی خنــده ... !
☆*`پـــرنـد`*☆
خدا حرفهایش را در دنیای اطراف ما نوشته، کا[!]ت به اتفاقات زندگی ات توجه کنی و ببینی خدا در تمام لحظات روز کلمات و خواسته اش را کجا می نویسد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . حواسم را هر کجا که پرت می کنم ، باز کنار تو می افتد ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . همیشه باید کسی باشد تا بغضهایت را قبل از لرزیدن چانهات بفهمد باید کسی باشد … … که وقتی صدایت لرزید بفهمد که اگر سکوت کردی، بفهمد … کسی باشد که اگر بهانهگیر شدی بفهمد کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد به توجهش احتیاج داری بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران برایِ بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است همیشه باید کسی باشد همیشه…! . .