✘ farHad ✘
زلزله اومد اینجا یه نم لرزوند همه جا رو.خواب هم در رفت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوت و سکوت و سکوت و دیگر هیچ
maryam
بی تفاوت باش .. به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی بارانی ؟
maryam
تعداد دقیق مژه هایت را میدانم... تعجب نکن ، مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟
رهـــــــــــ ـا
Hello God Merciful Lord, here I come again, Ramadan. That gave us another opportunity to have success again Ramezani Dlmvn clean up our Safsh I was always a new decision on anything but hard work is just another God give us the consistent success want to take advantage of his moment to moment. Keep up with the full consent of success this month to finish. Thank God سلام خدا پروردگار مهربان سلام بازم رمضان بازم مهمانی . دوباره توفیق دادی به ما که رمضانی دیگر فرصت داشته باشیم تا دلمون را پاک صافش کنیم . همیشه اغاز هر کاری تصمیم جدید گرفته میشه اما عمل کردنش حرف دیگه ایست . خدایا به ما توفیق عمل بده توفیق بده تا از لحظه لحظه اش نهایت استفاده ببریم . توفیق بده تا با رضایت کامل این ماه را به اتمام برسانیم . خدایا متشکرم!
maryam
درد بزرگی سـت برای کسـی که متوجه نــبودنت نیست پرپر شــوی ...
maryam
اشک هایم رها میشود.... هیچ کس جز خودم برایم گریه نمیکند.... کاش کسی را داشتم برایم گریه میکرد .....حتی یک نفر........
maryam
هر جا که می بینم نوشته است : ” خواستن توانستن است ” آتش می گیرم ! یعنی او نخواست که نشد ؟!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
دیروز مختصات بندی کردم ... زمین را ... آسمان را ... تو را ..... به نقطه صفر مرزی رسیدهام ...
maryam
نقــاش بـاشی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی.... که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد راستـی مـن روی صـــورتــم یـــک خنـده می خـــواهـــم... نــرخ خـنـده که گـــــران نیســــت؟
maryam
قانعم بـه "یــــادت" پــس یـادت را ازمن نگیـر که یــــادت مهـــــربانتــــــرین تصـویر دنیاست..
maryam
شب ها وقتی ستاره ها تمام می شوند.... از یک تا تو می شمارم وخوابم آتش می گیرد...
maryam
می گفتی که طراوت باران من را به خاطرت می آورد....و سخاوتش سرزمین قلبهارا آرام می سازد....اما؛عزیزم امروز سیل همه چیز را با خودش برد یاد حرفهای روز آخرت افتادم!
مث اینکه زلزله شدید بوده، فرهاد در اسرع وقت ما رو از حال خودت با خبر کن
14 سال و 1 ماه و 22 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبلاره کیااانا



14 سال و 1 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 24 دقيقه قبلممنون شیماا
تبریز بود عطا
نه فکر نمیکم نگران بشین حدیث
منو نگران شدن؟
امکان نداره 
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبلهااا میدونم
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبل