˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
اشک رازیست - لبخند رازیست - عشق رازیست اشک آن شب ، لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویی - نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی - یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
قویترین مرد دنیا هم که باشی ؛ محتاجی ! محتاج اشکهای عاشقانه ی یک زن ، که از چشمهای نگرانش به روی کویر زخمهايت ببارد... !!!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
از عذاب بی تو بودن .... درسکوت خود خرابم ... دوری از صورت ماهت ... هر نفس میده عذابم ... خاطرات با تو بودن ... شب و روز میاد سراغم ... اینه آخرین کلامم ... بخدا بی تو خرابم
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
دل از دوست داشتنت هرگز پشیمون نشد ...
meysam
عجیبه یه جای کار اشکال داره ، یه عده نه به پدرشون رفتن نه به مادرشون ... اونا فقط و فقط بر باد رفتن
meysam
من نه عاشق هستم..! و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.. من خودم هستم و یکـــــ حس غریب کـه به صد عشــق و هوس می ارزد..
meysam
به دنبال واژه ها مباش، کلمات فریبمان میدهند... وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود، فاتحه کلمات را باید خواند...!!!
meysam
حوا که باشی بعضی ها هوا برشان می دارد که آدمند!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
تنها دوست عشق در مدرسه ، درس هندسه بود.از شيميی فقط زاج سبز به يادش ماند و از فيزيک هرگز هيچ نفهميد.عشق را به دانشگاه بردند تا کافر شود.وقتی دکتر شد مادرش مرده بود.به جای گريه کردن منطق خواند ... نتيجه از صغری ها و کبری هادرد بی دليلی شد در دل عشق.ميل به برگشتن داشت.از هر کوچه ای که می رفت به خانه ی مادريش نرسيد.وقتی فيلسوف شد به سوی هر گلیکه رفت آن گل پژمرد.عشق خدا را می خواست.واز هر طرف که می رفت به صورت خودبر می خورد.عشق را در برابر آيينه بردند تا خود را به ياد آورد.در آيينه ، کودک پيری می گريد.
meysam
خیلی وقتا بهم گفتن چرا میخندی بگو ما هم بخندیم اما هرگز نگفتن چرا غصه میخوری بگو ما هم بخوریم ....
BlaCk Ho4K
سلامتی محمد علی فردین که میگفت : مردم هر روز زندگی میکنن که یه روز بمیرن ، ولی ما هر روز میمیریم که یه روز زندگی کنیم . . .