دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

... غصه...

mahtab
mahtab

بـیــا که در غم عشقت مشوشم بی تو.......

mahtab
mahtab

دیدی؟ دیدی با ملافه‌هام دنبالت دور خانه راه افتادم تا هر جا نشستی من بخوابم؟ دیدی با صدات بيتاب‌‌تر شدم؟ حالا دیگر نبودنت یعنی کسی بودن خود را در زمین عزادار است...(عباس معروفی)

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

اگر بدانی مردم چقدر به ندرت فکر می کنند، هیچ گاه از اینکه درباره ات چه فکر می کنند، نگران نمی شوی

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

ما که با هم این حرفها را نداشتیم! میتوانستی هر زمان که خواستی برگردی و قصه عاشقانه ببافی! برای هردویمان ساده، برای هردویمان کافی!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

چه دانش تلخی آنگاه که می دانیم که نمی دانیم و قدم های ما لرزان است و دست های ما نگرانِ پستی و بلندی ِ دنیایی که نمی شناسیم....

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

تمام ماجراي من سه واژه شد براي تو سه واژه ي جدا، جدا من و .. شب و .. هواي تو ..

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

شاید روزی بیاید که حالِ من هم خوب شود ... هوا خوب شود باران خوب شود ، عشق خوب شود ، و تو ... خوبِ من شوی و من ... ؛ خوب شوم ...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

خدايا... امروزكه پنجره اي براي تماشا و حنجره اي براي صدا زدن فرشتگان ندارم اميدم به توست پس بي انكه نامم را بپرسي و دفترهاي ديروزم را ورق بزني دوستم داشته باش..

بـهـــار
بـهـــار

تو میرفتی و با لبخند می گفتي که باز آیم ومن هرگز ندانستم که آن لبخند زیبایت برایم مي شود رويا!

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

سکوت کردم و این نگاه تو بود که بر قلب من شلاق می زد سکوت کردم ... خندیدی و باز نگاهم کردی سکوت کردم و این چشم های تو بود که من را فریفته خود کرد و این تپش های قلب من بود که سکوتم را شکست فریاد زد:بمان...! بمان! همیشه عاشق بمان...همیشه مجنون بمان از خود عبور کن...که گذشت کلید ماندن است ...............

matin
matin

عمری که اجل در عقیش می تازد هرکس که غم و غصه خورد می بازد پس غم و غصه و اندوه مخور ای عاقل دنیا به دمی کار تو را می سازد "

matin
matin

.............قدم بگذاربرچشمم مكن انديشه ازمژگان،..............كه ننشيندبه پاازسستي،آن خاري كه نم دارد " .........

پاپــ مسعود آورد ــتی
پاپــ مسعود آورد ــتی

matin
matin

.....................؟؟چه بی تابانه می خواهمت ٬ ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری چه بی تابانه تو را طلب می کنم ...