mahtab
بـیــا که در غم عشقت مشوشم بی تو.......
mahtab
دیدی؟ دیدی با ملافههام دنبالت دور خانه راه افتادم تا هر جا نشستی من بخوابم؟ دیدی با صدات بيتابتر شدم؟ حالا دیگر نبودنت یعنی کسی بودن خود را در زمین عزادار است...(عباس معروفی)
آزاده ایــرانی
اگر بدانی مردم چقدر به ندرت فکر می کنند، هیچ گاه از اینکه درباره ات چه فکر می کنند، نگران نمی شوی
آزاده ایــرانی
ما که با هم این حرفها را نداشتیم! میتوانستی هر زمان که خواستی برگردی و قصه عاشقانه ببافی! برای هردویمان ساده، برای هردویمان کافی!
آزاده ایــرانی
چه دانش تلخی آنگاه که می دانیم که نمی دانیم و قدم های ما لرزان است و دست های ما نگرانِ پستی و بلندی ِ دنیایی که نمی شناسیم....
آزاده ایــرانی
تمام ماجراي من
سه واژه شد براي تو
سه واژه ي جدا، جدا
من و ..
شب و ..
هواي تو ..
آزاده ایــرانی
شاید روزی بیاید
که حالِ من هم خوب شود ...
هوا خوب شود
باران خوب شود ،
عشق خوب شود ،
و تو ... خوبِ من شوی
و من ... ؛
خوب شوم ...
آزاده ایــرانی
خدايا...
امروزكه پنجره اي براي تماشا و
حنجره اي براي صدا زدن فرشتگان ندارم
اميدم به توست پس بي انكه نامم را بپرسي
و دفترهاي ديروزم را ورق بزني دوستم داشته باش..
matin
سکوت کردم و این نگاه تو بود که بر قلب من شلاق می زد سکوت کردم ... خندیدی و باز نگاهم کردی سکوت کردم و این چشم های تو بود که من را فریفته خود کرد و این تپش های قلب من بود که سکوتم را شکست فریاد زد:بمان...! بمان! همیشه عاشق بمان...همیشه مجنون بمان از خود عبور کن...که گذشت کلید ماندن است ...............
matin
عمری که اجل در عقیش می تازد هرکس که غم و غصه خورد می بازد پس غم و غصه و اندوه مخور ای عاقل دنیا به دمی کار تو را می سازد "
matin
.............قدم بگذاربرچشمم مكن انديشه ازمژگان،..............كه ننشيندبه پاازسستي،آن خاري كه نم دارد " .........
matin
.....................؟؟چه بی تابانه می خواهمت ٬ ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری چه بی تابانه تو را طلب می کنم ...