my_moral_suicide
به من تاختی و مرا از من جدا کردی، تو برای خودت لشکری مخاطب..
آزاده ایــرانی
قلب مرا آتش زدی،
هدیه به تو خاکسترش،
این دل وفادار تو بود،
اما نکردی باورش...
matin
دنياي اطرافمان را با "پرده ي سينما" اشتباه گرفته ايم يكي فراموش ميشود يكي خاموش ميشود يكي ميميرد ... ......ما تماشا ميكنيم
آزاده ایــرانی
قلب مرا آتش زدی،
هدیه به تو خاکسترش،
این دل وفادار تو بود،
اما نکردی باورش...
آزاده ایــرانی
همه تفاوت ما این است تو به خاطر نمیاوری من از خاطر نمی برم!
آزاده ایــرانی
خدايا... امروزكه پنجره اي براي تماشا و حنجره اي براي صدا زدن فرشتگان ندارم اميدم به توست پس بي انكه نامم را بپرسي و دفترهاي ديروزم را ورق بزني دوستم داشته باش..
matin
تمام هستیم را در بر بگیر و ببر به هر آنجا که می خواهی حتی به دوزخ فقط قبل از آن به من یک فرصت بده تا تو را به آیینه نشان دهم .............
آزاده ایــرانی
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
...یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
...
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
...
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
...
یادم باشد زنده ام
matin
هر روز تكراريست صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند...
matin
میدونید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر و آزار گاهی یک نگاه است... نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چای تعارف می کند ........
matin
تو بردی همه هورا کشیدند ! ...حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار ..................
matin
دل من ... کلبۀ بارانیست و تو ... آن باران بی اجازه ای که ناگهان در احساس من چکّه می کنی ................
آزاده ایــرانی
وسعت دنیای هرکس به اندازه وسعت تفکر اوست .
آرمان
قول و قرارهایمان جایش امن است . . . زیر پاهای تو!