دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor

چرا همیشه حس میکنیم اگر راحت بگوئیم دوستت ندارم...دلش میگیرد؟

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

تمام روزهایی که سرگرمیت بودم زندگیم بودی ...

aynor
aynor

پیاده رو های این خیابان خراب شده مست اند.. خیال برشان داشته که تو دست در گردن من داری ....نمی دانند ...من با هر بارانی اندوه فراموش شده ام را با خود به خیابان می برم و تویی در کار نیست ...

aynor
aynor

چقدر تهوع آور است کسی را دوست بداری که میدانی دوستت ندارد.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

به من میگفت تنهای غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ؟

aynor
aynor

گریه شاید زبان ضعف باشد ...شاید خیلی کودکانه ....شاید بی غرور... اما هر وقت گونه هایم خیس می شود ؛ می فهمم نه ضعیفـم !!! نه یک کودکـم !!! بلکه پر از احساسم......

aynor
aynor

نمی دانم چرا احساس می کنم که نوح بیش از یک جفت خر سوار کشتی کرده بوده!!!

aynor
aynor

زندگی درک همین امروز است.. زندگی فهم نفهمیدن هاست... تو نه در دیروزی نه در فردایی ...ظرف امروز پر از بودن توست ! زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست ! شاید این خنده که ، امروز دریغش کردی . . . آخرین فرصت همراهی ماست . . .!

aynor
aynor

این روزها نه با ادا حرف می زنم! نه با طنازی نگاه می کنم! تمام زنــ بودنم را میان دستان مردانه ات جا گذاشته ام....

aynor
aynor

ياس من مي ميرد در پي باد خزان!شعر من مي پوسد در طي لطف زمان!!

aynor
aynor

نامه فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور قبل از ازدواج ...(دیدگاه)

aynor
aynor

شب در قامت سیاه خود نفرت را فریاد می زند ... با این حال همه چیز آرام است ...

aynor
aynor

خودم را کادو کردم و برای خدا پس فرستادم... من برگشت خوردم!!! انگار خدا بی خبر از آدمیان ...خانه ی خود را عوض کرده و از آن محل رفته بود....!!ا

aynor
aynor

دل که این چیزها حالیش نیست ..نبودنت ...نداشتنت.. دل آغوشش را می خواهد....

aynor
aynor

حالا که رفتنی شده ای باشد قبول ... لا اقل این نکته را بدان : آهن قراضه ای که چنان گرم گرم می تپید دلم بود نامهربان . .